
بنام خدا
در سال 1969 میلادی کتابی با عنوان «رابطه بین والدین و کودکان» توسط «هایم جی گینات» نوشته شد، در این کتاب یک نوجوان رفتار مادرش که او را به شدت کنترل میکرد ، اینگونه توصیف کرد: « مادرم همیشه مثل هلیکوپتر بالای سرم پرواز میکند».
امّا شرح این موضوع ؛ والدین ممکن است به دلیل علاقه فراوان و شدید به فرزندان خود و یا به دلایل دیگری که ذکر خواهم کرد، به صورت خودآگاه و یا ناخودآگاه ، به کنترل بیش از حد رفتار فرزندان خود بپردازند و یا تکالیف و مسئولیتهای روزانه او را انجام دهند و… این رفتارها که کاربرد هلیکوپترهای نیروهای ویژه پلیس است ، موضوع یادداشت امروز من است.
چرا والدین هلیکوپتری می شویم! :
- اضطراب و نگرانی : نگرانی والدین در مورد آینده جامعه و آینده فرزندان آنها در حوزههای اقتصادی، تحصیل، شغل، نابسامانیهای اجتماعی و… موجب میشود که تمام تلاش خود را در راه مقابله با این مشکلات ، با برنامهریزیهای پیچیده و کنترلهای شدید فرزندان ، معطوف دارند و تحمل کوچکترین انحراف از اجرای این برنامه را نداشته باشند.
- ناکامیهای والدین در گذشته: والدینی که در زندگی خود دچار ناکامی، شکست، سرزنشهای مداوم و عدم موفقیت در برنامهریزی بودهاند، معمولاً بصورت افراطی سعی میکنند فرزندان خود را از قرارگرفتن درشرایط مشابه خود، دور کنند. کنترلهای شدید و اجبار فرزندان به پیروی از دستورالعملهای سخت، از آنها والدینی هلیکوپتری میسازد.
- ترس از عدم موفقیت فرزندان: گاهی وقتها به واسطه علاقه فراوانی که به فرزندان خود داریم، تحمل اینکه آنها کوچکترین ناکامی یا شکستی را تجربه کنند، نداریم.
چرا دخترم بخواهد نیمرو برای خودش درست کند و خدای نکرده مورد اصابت! قطره روغن قرار بگیرد.!
اگر پسرم در مسابقه دو شرکت کند و زمین بخورد و یا اینکه نفر اول نشود و یا … اصلاً برای پسرم قابل تحمل نیست !
به فرزندانمان اجازه نمیدهیم به تنهایی کارهای روزمره خود را انجام دهند، در انجام تکالیف مدرسه آنها دخالت میکنیم و…
- اثرپذیری از اطرافیان : والدین معمولاً از عمکرد و رفتار اطرافیان و والدین دیگر، الگو میگیرند. وقتی نظارت و کنترل شدید آنها برفرزنداشان را میبینند، این حس در وجودشان ایجاد میشود که شاید ما والدین خوب ولایقی نیستیم؟! حتماً روش آنها درستتر است و…
تبعات رفتار والدین هلیکوپتری:
این رفتارها و کنترلهای شدید و افراطی باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای فرزندان و همچنین والدین آنها خواهد شد
- ناتوانی در مدیریت امور روزمره : فرزندان این والدین معمولاً به واسطه نیاموختن مهارتهای زندگی، در انجام امور روزمره و عادی (خریدهای ساده، رفتن به مدرسه بدون والدین، دوختن دکمه لباس، درست کردن غذای ساده و …) ناتوان هستند!
- اضطراب : این فرزندان معمولاً زمانی که همراه حامی (والدین هلیکوپتری) نیستند، دچار اضطراب میشوند. سرجلسه امتحان، اردوهای مدرسه (البته اگر والدین مجوز شرکت داده باشند!)، جمع همسالان و …
- نداشتن اعتماد بهنفس : آنها معمولاً به واسطه نوع تربیت و رفتار والدین با آنها، اعتمادبهنفس کافی جهت انجام کارهای معمولی را ندارند. حتی در شرایطی که دانش کافی یا آمادگی جسمی لازم برای انجام کار مورد نظر را دارند، توان انجام کار بدون والدین از آنها سلب میشود.
- حس حقارت: این فرزندان به واسطه اینکه در مقایسه توانمندیهای خود با سایر همسالان، آنها را باهوشتر، قدرتمندتر و مسلطتر از خود احساس میکنند(که البته در واقع نیز چنین است) و معمولاً توسط همسالان تحقیر هم میشوند، بنابراین عزت نفس ندارند و متاسفانه به مرور به حقارت، عادت میکنند.
- مدیریت مشکلات: برخورد مشکلات با ما، اجتناب ناپذیر است، امّا تاثیر آنها بر زندگی ما به میزان توانایی و آمادگیمان بستگی دارد. فرزندان این والدین معمولاً مشکلات را بحران میبینند و بواسطه عدم رشد و بالندگی که انسانها در سالهای زندگی خود باید پیدا کنند و آنها از آن بیبهرهاند، توانایی لازم در حل مشکل و حتی برخورد با مشکل را ندارند.
راه تشخیص :
بهترین روش دقت در عملکردمان است، برای یک هفته عملکرد روزانه خود را، یادداشت کنید البته از اطرافیان و خصوصاً فرزندتان هم کمک بگیرید. پس از حداقل یک هفته، این لیست را به دقت بررسی کنید، باید در این مرحله از مشاوره و همراهی والدین غیر هلیکوپتری کمک بگیرید، آنها به شما کمک میکنند تا تشخیص بدهید کدام کنترلها و اعمال شما ، مطابق وظیفه شما به عنوان والدین هوشمند است و کدام موارد نامناسب و …
چگونه پدر و مادر هلیکوپتری نشویم! :
- بهترین کمک ما آموختن روش صحیح کارها به فرزندمان است، او باید یاد بگیرد بند کفشش را ببندد، اشکال ندارد در این مورد به مشکل برخورد کند، مثلاً گره کور بزند و موقع از پا خارج کردن کفش چند دقیقهای معطل شود. او باید مهارتهایی که همسالان او آموختهاند، یاد بگیرد ، «فقط دیکته ننوشته غلط ندارد.». احتمال دارد هنگام دوختن دکمه لباس، دست او با سوزن برخورد کند، قطعاً ناراحت کننده است، امّا این آسیب به او خواهد آموخت که در آینده بیشتر دقّت کند. اگر هنگام جداکردن پوست خیار، نصف خیار را دور ریخت! خیار کمتری میخورد و دفعه بعد بیشتر دقت میکند.
- به جای او پاسخ ندهید! اگر از او سوالی شد، او در ابتدا باید بتواند تشخیص دهد که آیا لازم است به سوال پاسخ دهد؟ و در صورت لزوم، پاسخ مناسب و شایستهای به سوال بدهد. شما از قبل باید او را آماده میکردید و اگر نتوانست پاسخ مناسبی برای سوال داشته باشد، بعداً باید به او بیاموزید. لطفاً در چنین مواقعی بر وسوسه پاسخگویی به جای او ، چیره شوید! (البته کلاً سعی کنید به جای دیگران پاسخ ندهید!!!)
- معمولاً تکالیفی که به فرزندان ما در مدارس، کلاسهای هنری، آموزشی و… داده میشود، با توجه به توان متوسط کلاس تعیین شده است، فقط در روش حل تکالیف او را راهنمایی کنید، نه در انجام آن تکالیف!
- فقط در اصول برای او حد و مرز معین کنید، نه در روشها و سلایق. انسانها میتوانند یک کار درست را با روشهای متفاوتی انجام دهند. همچنین قرار نیست سلایق ما و فرزندانمان، مشترک باشد. او باید نظیف باشد، امّا اینکه در حمام از شامپو بدن استفاده کند یا صابون معمولی، موضوع با اهمیتی نیست.
- از برخورد او با مشکلات، نهراسید. انسانها باید بتوانند مشکلات روزمره خود را مدیریت نمایند و برای حل مشکلات، قبل از برخورد با مشکلات باید آموزش ببینیم و پس از مواجهه با مشکل باید تجربه کسب کنیم. اگر فرزند شما فراموش میکند میانوعدهای را که شما برایش آماده کردهاید به مدرسه ببرد، به او چند بار یادآوری کنید، امّا بعد از چند بار یادآوری، بهتر است شما هم فراموش کنید! تجربه جدیدی است، صبح به او صبحانهای مقوی بدهید تا در مدرسه بدون تغذیه، به او خیلی سخت نگذرد!
- اضطراب و نگرانیهای خود را به منتقل نکنید. انتقال نگرانیهای افراطی نه تنها مشکلی از او حل نمیکند بلکه او را مضطرب میکند و امکان تصمیمگیری درست و به تبع آن عملکرد مناسب را از او سلب میکند.
- هرچیز حدی دارد، خصوصاً محبت. برخوردهای عاطفی و هیجانی موجب آسیبهای رفتاری میشوند.
- همانطور که محبت بدون قاعده مشکلساز است، تحقیر آنها هم به شدت تاثیر مخربی در روحیه و عملکرد آنها داشته و آینده آنها را ویران میکند، خصوصاً کلماتی که با « تو هیچوقت… ، تو حتماً … ، » شروع میشوند!
- بحث، مذاکره وووو اختلافنظر؛ به فرزندان خودمان بیاموزیم که در چارچوبِ منطق و ادب ، میتوانیم با هم بحث کنیم و میتوانیم با هم مخالف باشیم. صبور باشید و از اختلاف نظر آنها با شما دلخور و عصبانی نباشید.
- مچگیری ممنوع! ؛ سعی کنید از مچگیری جداً اجتناب کنید این رفتار علاوه بر اینکه پردههای حجب و حیاء را در میان شما مخدوش میکند، بلکه باعث میشود او پیچیدهتر عمل کند و از همه مهمتر ، صادق نباشد.