در مقدمه بهتر است در مورد مفاهیم کلماتی مانند داده[1]، اطلاعات[2]، دانش[3] و خرد (فرزانگی) [4] که متاسفانه گاهی به اشتباه بجای یکدیگر به کار میروند ، توضیحاتی ارائه نمایم.
دانستهها، آگاهیها، نشانهها، آمارها، شناسهها، پیشینهها و پنداشتهها را داده مینامند. اصطلاح داده یک عبارت نسبی است یعنی اگر موجب درک و فهم لازم و کامل دراین مرحله شود به عنوان آگاهی یا اطلاعات از آن نام میبرند و چنانچه موجب درک و فهم کامل نگردد به عنوان همان داده به شمار میآید.
به عبارت دیگر با دستهبندی، سازماندهی ، پردازش و تفسیر دادههای ، آنها تبدیل به اطلاعات میشوند.
به کمکِ ایدهها، آزمایشات، تجربیات، آموختهها و … از این اطلاعات، دانش، خلق و آفریده میشود.
و وقتی از دانش برای بهبود فرآیندها، تصمیمگیریهای بهتر و افزایش بهرهوری استفاده شود و بتوان بگونهای هوشمندانه از آن استفاده نمود ، خرد حاصل شده است.
دانش اگرچه بر بستر اطلاعات شکل گرفته و در پرتو تجارب و بسترهای آگاهانه فرد بوجود میآید اما خرد مرتبهای بالاتر است که ضمن بکارگیری مستمر و شایسته دانش، توان یادگیری، تجربه اندوزی و قدرت انتخاب و قضاوت بر اساس اصول و ضوابط معین را شامل میگردد.
اگر بخواهیم چهار مفهوم بالا را در یک مثال بیاوریم، اینگونه خواهد بود:
داده : چراغ، قرمز، سبز، نارنجی، ماشین و…
اطلاعات : چراغ راهنمایی که در تقاطع قرار دارد.
دانش : هنگامی که به تقاطعی با چراغ قرمز میرسیم، باید توقف کنیم.
خرد: بهتر است قبل از رسیدن به تقاطع ترمز را چِک کنیم، با سرعت کمتر، توقف بهتری خواهم داشت، قبل از توقف به پشت خودرومان هم توجه داشته باشیم و ….
اما برتری خرد بر دانش از آنجایی آغاز میگردد که «عمل» و «تجربه» بر دانش افزوده میشود دانشمند و عالم، میتواند بی عمل باشد اما خردمندی و فرزانگی بدون عمل مفهوم نداشته و بی معنی است.
و یا از مهمترین برتریهای خرد بر دانش این است که دانش میتواند فاقد عنصر اخلاق باشد. دانشمند میکروبیولوژیست، سلاح میکروبی میسازد! دانشمند هستهای بمب هستهای میسازد! و همچنان به او لقب «دانشمند» میدهند! اما اگر صفت خردمند را بخواهیم به این دانشمندان اضافه کنیم دیگر هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که خرمند «بمب» بسازد، چرا که فعل غیراخلاقی از خرمند واقعی ، محال است.
و یا عنصر شعور، دانشمندی که رفتاری انجام میدهد که نشانهای از «بیشعوری» است فقط متصف به بیشعوری میشود، اما خرمندی «بیشعور» قابل تصور در ذهن نیست چه رسد به وجود عینی، و دقیقاً وقتی خرمندنمایی( مثل تماشاگر نما) از دایره «شعور» خارج شود، بلافاصله از دایره خردمندان هم خارج شده است.
بنابراین با حدوث هر فعل یا حتی صفت منکری، خردمند از دایره خرد و فرزانگی ، بیرون می افتد.
بقول فردوسی :
خرد افســــرشهریاران بود، خرد زیور نامداران بــــــود
خرد زنده ی جاودانی شناس، خرد مایه ی زندگانـی شناس
خرد رهنمای وخرد دلگشای، خرد دست گیرد بهر دو سرای
ازاو شادمانی ازاو مردمیست ازویت فزونی و زویت کمی است
