سند 2030 و بی اخلاقی بعضی ها !!!

زمانی که در کوران تبلیغات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری گروهی به قصد تخریب کاندیدای دولت مستقر، شروع به مطرح کردن روایتی دروغ از سند 2030 سازمان یونسکو نمودند یاد داستانی از مرحوم دکتر علی شریعتی افتادم با این مضمون که ، « در مزینان فردی روزی به عموی دکتر شریعتی می‌گوید در ده کنار مزینان، جوجه خروس‌های خوب و چاق را دانه‌ای پنج تومان می‌فروشند. عموی ایشان می‌گوید چطور چنین چیزی امکان دارد، در مزینان جوجه خروس ده تومان است. پاسخ می‌شنود که : شما پولش را بدهید، من آن را تهیه می‌کنم. عموی ایشان پنجاه تومان می‌دهد و فرد مورد نظر چند روز بعد ده خروس به او تحویل می‌دهد و عمو خوشحال از ارزان خریدن خروس‌ها ! چند وقت بعد یکی از بستگان به دیدن عموی مرحوم شریعتی می‌آیند و در ضمن صحبت میگوید که راستی جوجه خروس‌ها به دستت رسید! آخر مرغ ما کرچ نمیشد و زنم نذر کرده بود اگر مرغ کرچ‌ شد و روی تخم ها خوابید هر چند تا که خروس شد ، نذری برای شما باشد. ده یازده تایی خروس شد و دادیم فلانی برای شما بیاورد!

در این زمان ناگهان پیکِ رند بی‌خبر وارد منزل عمو می‌شود و مشاهده می‌کند  صاحب اولیه‌ی خروس‌ها در کنار عمو نشسته است. با زیرکی شروع به فریاد میکند: آقا چه نشستید خون افتاده تو بازار حسن با حسین دعوا کرد، محسن را با چاقو زدند ، آقا بازار قیامت شده و…..

آنها هم با عجله و هراسان به سمت بازار می‌دوند و اما می‌بینند همه جا آرام است و همه سرکار خودشان هستند ، فقط در این شلوغ کردن‌ها آن مردِ رند فرار کرده است تا راز برملا شده، برایش دردسر درست نکند.!!!

داستان شلوغ کاری ها در مورد سند 2030 هم بدین‌گونه است، که گروهی به دروغ این سند را ضد اسلام و ارزش‌های ملی و آئینی ما نشان دادند و در ذهن عوام جامعه اینگونه مطرح کردند که براساس سندی که دولت جمهوری اسلامی ایران پذیرفته است آموزش های جنسی شامل خودارضایی و همجنسگرایی در مدارس الزامی خواهد شد و حتی برخی پا فراتر گذاشتند و مدعی شدند که ارائه این آموزش ها با چاپ کتابی به نام «لک لکی در کار نیست» در برخی مدارس آغاز شده است. درحالیکه  در این سند، حتی کلمات خودارضایی و همجنسگرایی نیامده است و تماماً ساخته و پرداخته ذهن این افراد بوده است!

 حتی همانگونه که رئیس جمهور محترم بیان کردند، به رهبر معظم انقلاب هم گزارش دروغ دادند!

آنها در ایام تبلیغات انتخاباتی، علاوه بر اینکه در فضای مجازی این شایعات را پراکندند، با چاپ میلیونی تراکت و توزیع آن در اقصی نقاط کشور، به ویژه در روستاها و حتی سخنرانی های متعدد انتخاباتی و تبلیغات چهره به چهره خیابانی، کوشیدند به نگرانی مردم در این مورد دامن بزنند.

در ادامه خلاصه این سند (اصل سند حدود 100 صفحه است. جهت تنویر اذهان دوستان ارائه میشود، تا ببینید این بی اخلاقان برای شلوغ کردن بازار انتخابات چه دروغ‌هایی را به هم بافتند تا شاید بتوانند به کرسی ریاست جمهوری برسند (که البته به لطف خدا و کوشش مردم فرهیخته ما، موفق نبودند).

 

چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» در امتداد برنامه «آموزش برای همه» قرار دارد که سابقه آن به سال ۱۹۹۰ باز می گردد. برنامه «آموزش برای همه» طی سال های ۲۰۰۰ الی ۲۰۱۵ در جمهوری اسلامی ایران اجرا شد و کشور ما به دلیل دستاوردهای موفقی که در ارتباط با برخی از شاخص های آن داشت، مورد تقدیر جهانیان قرار گرفت.

اما خلاصه متن اصلی سند 2030 یونسکو [1]

در مقدمه این متن بیان شده است، این سند برای توجه به رفاه و نیک‌بختی انسان‌ها و بهبود اوضاع شرایط کره زمین تهیه شده است و رهبران و مردم جهان بر آن هستند که تا سال 2030، فقرو گرسنگی در همه اشکال و ابعاد آن پایان یابد ،خشونت، فساد، قاچاق و … پایان یافته و به سمت تحقق کرامت انسانی، صلح، عدالت، رعایت برابری، رفاه، ، مدیریت پایدار منابع طبیعی،گسترش بهداشت، تامین آب آشامیدنی برای همه، توانمندسازی زنان و دختران، محترم شمردن تنوع فرهنگی،حمایت از اقشار آسیب پذیر، مردمسالاری، بهبود محیط زیست، توسعه مناطق روستایی،توسعه آموزش های عمومی و فنی و حرفه ای، ترویج تفاهم، اشتغالزایی، و نظایر این ها حرکت کنند.  سپس بر لزوم تلاش همه دولت ها برای رسیدن به اهداف توسعه ای 2030 تأکید شده است. آنگاه اهداف اصلی سند، در هفده بند بیان شده است که عبارتند از:

         1-        پایان دادن به فقر در تمامی اشکال آن در همه جا

         2-        پایان دادن به گرسنگی، تحقق امنیت غذایی،  تغذیه بهتر و ترویج کشاورزی پایدار

         3-        تضمین زندگی توام با سلامت و ترویج رفاه برای همه و در تمام سنین

         4-        تضمین آموزش با کیفیت فراگیر و عادلانه و ایجاد فرصت های یادگیری مادام‌العمر برای همه

         5-        دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمند سازی همه دختران  وزنان

         6-       تضمین در دسترس بودن و مدیریت پایدار آب و فاضلاب برای همه

         7-        تضمین دسترسی به انرژی ارزان قیمت، قابل اعتماد، پایدار و مدرن برای همه

         8-       ترویج رشد اقتصادی ماندگار، فراگیر و پایدار و اشتغال کامل و مولد و شغل مناسب برای همه

         9-       ایجاد زیرساخت مقاومتی، ترویج صنعتی‌سازی پایدار و فراگیر  و ترویج نوآوری

       10-     کاهش نابرابری در درون و در میان کشورها

       11-     تبدیل شهرها و سکونت گاه های انسانی به مکان های همه شمول، امن، مقاوم و پایدار

       12-      تضمین الگوی پایدار تولید و مصرف

       13-     اقدام فوری برای رویارویی با تغییرات آب و هوا و اثرات آن

       14-      حفاظت و استفاده پایدار از اقیانوسها، دریاها و منابع دریایی برای توسعه پایدار

       15-      پاسداشت، احیاء و ترویج استفاده پایدار از بوم‌سازگان‌های زمینی، مدیریت پایدار جنگل ها، مبارزه با بیابان زایی، متوقف و معکوس نمودن فرسایش زمین و توقف از بین بردن تنوع زیستی

       16-      ترویج جوامع صلح‌جو و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح

       17-     تقویت ابزارهای اجرایی و احیای مشارکت جهانی برای (تحقق) توسعه پایدار 

 

همانگونه که ملاحظه میفرمایید موضوعات مطرح شده عملاً  ارتباطی با موضوعاتی  که مخالفان دولت مطرح کرده بودند، نداشته و مسائلی انسانی و ارزشمند را مطرح می‌نماید.مهمتر اینکه علیرغم اینکه موضوعات مطروحه منافات ساختاری با مسائل ملی و اعتقادی ما ندارد ، دولت جمهوری اسلامی ایران از حق تحفظ[2] در قراردادهای بین‌المللی استفاده نموده و اعلام نموده در هربخشی از این سند که با معیارهای دینی و ملی و عرفی ما منافات داشته باشد ، توسط ایران اجرا نخواهد شد.

«جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد به بخش هایی از «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» که به هر شکلی در تعارض با مقررات و اولویت های ملی، باورهای دینی و ارزش های فرهنگی جامعه ایرانی تفسیر و تعبیر شوند، نمی داند»[3].



[1] ترجمه متن اصلی در آدرس :

http://fa.irunesco.org/wp-content/uploads/2016/07/Agenda2030FARSI-1.pdf

[2] حق تحفظ براساس کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات (1969)

«بیانیه یک‌جانبه‌ای که یک کشور تحت هر نام یا به هر عبارت در موقع امضا، تصویب، پذیرش، تأیید یا الحاق به یک معاهده صادر و با آن قصد خود را اعلام می‌کند که اثر حقوقی بعضی از مقررات معاهدات به هنگام اجرای آن معاهده نسبت به خود را نمی‌پذیرد یا آن را تغییر می‌دهد »

 

[3] “Text of reservation of the Islamic Republic of Iran on the Framework for Action Education 2030

“The Islamic Republic of Iran is not committed to those parts of the Framework for Action Education 2030 that might in one way or another be interpreted as contradictory to the national legislations and priorities, religious beliefs and cultural values of the Iranian society”.

 

سیدمحمد خاتمی سیاست مداری صادق و کاریزماتیک

هیچ گفته ای تا کنون به اندازه ی این جمله ی سردار مرتضی طلایی ، فرمانده اسبق نیروی انتظامی و عضو سابق شورای شهر تهران به دلم ننشسته بود:

«انتخابات در ایران، دیگر انتخابات نیست، بلکه انتصابات سید محمد خاتمی است».

اگر این جمله از زبان هواداران خاتمی بود شاید اینگونه اثر گذار نمی شد. طلایی از نظامیان سابقه دار، از اصولگرایان نام آشنا و از مخالفان مشهور سید محمد خاتمی است.
شاید پشت این جمله سردار طلایی بتوان افسوس و حسرت را به وضوح مشاهده کرد که چرا در خیل هواداران خاتمی جای ندارد.
راستی چه شد که خاتمی بدون داشتن تریبون و روزنامه و امکانات ارتباطی آن چنانی و تعریف و تمجیدهای تلویزیونی و مجیز گویی های مداحان و صاحبان منبر، آنگونه شده که کافیست هر چهار سال تنها با یک پیام سه دقیقه ای آنهم نه در تلویزیون که در شبکه های مجازی، آرای ملتی را به سمت و سوی خاصی تغییر دهد. عجیب است که این مرد دیگر در مقابل انواع تهمتها و افتراها دارای گونه ای سپر دفاعی است که هر گونه توهین و ناسزا بدون عکس العملی از طرف ایشان، به سمت گوینده بازگشته و بر قلب خودش اصابت میکند. او کسی است که با ارائه یک لیست ساده در انتخابات مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری، شورای شهر و ریاست جمهوری، رقبا را کاملا مات می کند. باور کنید حداقل از این نظر ، خاتمی در کل دنیا بی همتاست. در هیچ جای دنیا، فردی را پیدا نمی کنید که با وجود حجم عظیم هجمه های تبلیغاتی علیه ایشان، بدون داشتن یک رسانه ی فراگیر و در میان محدودیت های و ممنوعیت های گوناگون اینگونه در حرکت توده های اجتماع تأثیر گذار باشد.
حال خاتمی تبدیل به رهبری گردیده که هر حزب و جبهه سیاسی آرزوی داشتن چنین لیدری را دارد. رهبری که مخالفانش او را در حصر ظالمانه قرار دادند تا کسی صدایش را نشنود، تصویرش را ممنوع کردند تا از ذهن مردم پاک و فراموش شود، ممنوع الخروجش کردند تا هیچ نام و نشانی از او در دنیا یافت نگردد، او را متهم به وطن فروشی کردند تا بدنامش کنند ولی امروز آنکه آزادست، خاتمی است، آنکه خوش نام است، خاتمی است ، آنکه تأثیر گذار است، خاتمی است و آنکه محبوب است، خاتمی است . در عوض آنانکه منفورند و بدنامند و در حصار خودخواهی های خود محصورند و از اینهمه تلاش مذبوحانه خسته و رنجورند دشمنان خاتمی اند.
دوم خرداد، سالروز طلوع گفتمان صداقت در دنیای پر از نیرنگ سیاست است و معمار این گفتمان کسی نیست جز سید محمد خاتمی.
او ثابت کرد که لزوماً برای موفقیت در عالم سیاست، نیازی به نیرنگ بازی های رایج زمانه نیست. او نشان داد که سیاستمدار راستگو و پرهیزگار موجودی افسانه و خیالی نیست. او بنیانگذار گونه ای نو از علم سیاست است که در آن با تکیه بر صداقت و گذشت و مدارا و احترام به مخالفان و حتی دشمنان، پرهیز از زیاده گویی و توهین و افترا ، می توان بر همه چیز و همه کس فائق آمد.
*«شاید تنها نلسون ماندلا را بتوان یک خاتمی دیگر نامید ولا غیر»*
دوم خرداد سالروز شکفتن گل خوشبوی صداقت و راستی در عالم هزار رنگ سیاست مبارکباد.

دوم خرداد و انتقال قدرت

بنام خدا

دوم خرداد حقیقتاً روزی خاص در تاریخ ایران است. از این روز ماندگار، ۲۰ سال گذشته است. در این سالها از جنبه‌های مختلف به این رویداد پرداخته شده است؛ اما یکی از جهاتی که توجه کمی به آن شده است ، مساله انتقال قدرت اجرایی در آن زمان است.

در علوم سیاسی تعاریف مختلفی از “سیاست” ارائه می‌شود. یکی از این تعاریف عبارتست از : «سیاست علم بدست آوردن، حفظ و انتقال قدرت است» و این انتقال قدرت توسط بالاترین مقام اجرایی کشور، تا سال 76 در کشور ما انتقال نیفتاده بود.

پس از پیروزی انقلاب در تاریخ 15 بهمن ماه سال 58 ، ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران انتخاب گردید ، اما او در تاریخ 31 خردادماه سال 60 ، توسط مجلس شورای اسلامی بدلیل عدم کفایت سیاسی ، از ریاست جمهوری برکنار گردید!

دومین رئیس جمهور ، مرحوم محمد علی رجایی بودند که تنها پس از 28 روز از آغاز ریاست جمهوری خود، در بمب‌گذاری دفتر نخست وزیری، به شهادت رسیدند.!

پس از ایشان در تاریخ 17 مهرماه سال 60، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، به عنوان رئیس جمهور انتخاب گردید. ایشان چهارسال بعد برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور، انتخاب شدند. با فوت امام خمینی (ره) در خرداد ماه سال 68 ، آیت‌الله خامنه‌ای از سوی فقهای مجلس خبرگان رهبری، به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، به مقامی بالاتر از رئیس جمهور منصوب گردیدند.

در مرداد ماه سال 68 مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با انتخاب مردم شریف ایران، به عنوان چهارمین رئیس جمهور ، انتخاب شدند. ایشان در سال  72 برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند.

 اما از سال 73 بحث تغییر قانون اساسی برای تمدید دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی، توسط عطااله مهاجرانی « معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور» مطرح شد. در این مقطع حزب کارگزاران سازندگی نیز، تمدید دوره‌ی ریاست‌جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی را خواست مردم بیان میکرد.

بحث درباره این موضوع از سوی افراد، احزاب و … همچنان ادامه داشت، برای نمونه، روزنامه‌ی سلام در ۲۹ شهریور سال ۱۳۷۵ نوشت:

«روز گذشته در راهروی مجلس این طور شایعه شد که تعدادی از نمایندگان، که اکثریت قریب به اتفاق آنها را طرفداران کارگزاران تشکیل می‌دهند، در صدد تهیه‌ی یک طومار به حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی و درخواست تمدید دوره‌ی ریاست‌جمهوری هستند.»

یا در سفری که مرحوم هاشمی در شهریورماه ۱۳۷۵ به اصفهان داشتند آیت الله طاهری اصفهانی امام جمعه وقت اصفهان پیش از سخنرانی‌ هاشمی در جمع مردم اصفهان فرمودند:

«اگر ما در مجلس خبرگان می‌دانستیم شخصیتی مانند جنابعالی (خطاب به آقای هاشمی) عهده‌دار منصب ریاست‌جمهوری خواهید بود، هرگز محدودیتی را در انتخاب این مسئولیت تصویب نمی‌کردیم.»

فردای آن روز روزنامه «سلام» به مدیرمسئولی موسوی خوئینی ها از دعوت عبدالله نوری از مردم برای جلوگیری از کنار رفتن هاشمی خبر داد.

«مصلحت نظام اسلامی و منافع کشور ایجاب می­کند تا دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی برای بار سوم تمدید شود… بنده معتقدم نباید با استناد به منع قانون اساسی در مورد تمدید دوره ریاست‌جمهوری آقای رفسنجانی دست­ های خود را ببندیم. از مردم می خواهم که به عنوان یک وظیفه و برای قدردانی از آقای هاشمی و استمرار برنامه­ های سازندگی و توسعه کشور نگذارند که وی کنار برود.[1]

اواخر شهریور ماه، حسن روحانی نایب رئیس مجلس پنجم نیز به جمع حامیان مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی پیوست. وی در ۲۹ شهریور ماه در جمع مردم سرخه سمنان گفت:

«قانون اساسی نوکر نظام است و ارزش قانون اساسی آرای مردم است… انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی‌گنجید.[2]

البته این موضوع مخالفانی هم داشت مانند حجت الاسلام ناطق نوری رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، ایشان این موضوع را توهین به مردم توصیف نمود:

«من با این کار مخالفم. تغییر قانون اساسی به معنای این است که نیروی دیگری در کشور وجود ندارد و این توهین به مردم است و این یک ضایعه است. قانون اساسی کشور به هر مناسبتی نباید تغییر کند و اگر به هر بهانه­ای بخواهیم قانون اساسی را زیر سوال ببریم به معنی سست کردن قانون اساسی است» [3]

سرانجام مقام معظم رهبری در این زمینه موضع گیری کردند:

«رئیس‌جمهوری محترم، حقاً و انصافاً عمر و زندگی خود را چه پیش از انقلاب و چه بعد از آن وقف اسلام کرده و در تمامی مسئولیت های سنگینی که تاکنون برعهده داشته، منشاء خدمات بزرگ و ارزنده‌ای بوده‌اند و بی‌تردید بعد از پایان دوره ریاست‌جمهوری نیز در مسئولیت های بزرگ دیگری که برعهده می‌گیرند وجود ایشان برای نظام اسلامی و انقلاب و کشور بسیار نافع و ارزشمند خواهد بود.» [4]

روز ۲۳ دی مجمع روحانیون مبارز نام سید محمد خاتمی، را به عنوان کاندیدای خود اعلام کرد و در ۱۳ بهمن این حضور با اعلام رسمی قطعیت پیدا کرد. بسیاری از مردم بر این باور بودند که محمد خاتمی برنده این انتخابات نیست. در نیمه دوم اسفند برخی اعضای حزب کارگزاران سازندگی نیز به جمع حامیان محمد خاتمی پیوستند. یکی از موضوعات خاصی که محمد خاتمی در مناظره تلویزیونی مطرح کرد این بود که در پاسخ به سؤال امکان رابطه ایران و آمریکا گفت، رابطه با این کشور منوط به سه شرط «عزت، مصلحت و حکمت» است. همین امر باعث شد گروهی دیگر از اندیشمندان و روشنفکران جامعه به حمایت از محمد خاتمی جلب شود. حزب کارگزاران نیز در فروردین سال 76 ، حمایت رسمی خود را از خاتمی اعلام می‌کند.

به مرور جوانان، اهل هنر و خصوصاٌ افرادی که با صندوق‌های رای قهر کرده بودند، تصمیم گرفتند از خاتمی حمایت کنند. به موازات قدرت یافتن این مجموعه، در مقابل، نیروهای رسمی حکومتی تازه فهمیدند باید تلاش کنند. مهم‌ترین کاری که کردند، ایجاد اتحاد کامل در بین روحانیون بود. همه ائمه جمعه، جز دو یا سه نفر. همه نهادهای حکومتی، همه شخصیت‌های سیاسی پشت آقای ناطق‌نوری آمدند. تلویزیون هم پشتوانه آنان بود. حتی شورای نگهبان اسامی کاندیداها را به ترتیب الفبا منتشر نکرد و اسم آقای ناطق نوری را لیست نصب شده در شعب اخذ رای قبل از خاتمی نوشتند.

اما در نهایت نتیجه انتخابات دوم خرداد با بیست میلیون رای به نفع حجت‌الاسلام خاتمی، رقم خورد.

و علیرغم همه مخالفت‌ها و  کارشکنی‌ها، برای نخستین بار، انتقال قدرت توسط «بالاترین مقام اجرایی کشور»  صورت پذیرفت و رئیس جمهور قبلی صندلی خود را به جانشین خود تحویل داد و قدرت را واگذار کرد.

 

                                                                             علیرضا سمنانی – دوم خرداد 96

 


[1] روزنامه سلام 8/6/75

[2] هفته‌نامه ارزشها، شماره اول، صفحه3

[3] روزنامه سلام 12/6/75

[4] کیهان هوایی، ۳۱/6/۷۵

پوپولیست ها به میدان آمده اند/ بچه هایمان در خطر هستند؛ از ماجرای آرژانتین عبرت بگیریم

عصر ایران؛ جعفر محمدی

تجربه تاریخی نشان داده است کشورهایی که در دام پوپولیست ها افتاده اند، به ازای هر سال حکومت آنها، سالیان متمادی از قافله توسعه عقب مانده اند.

بعد از جنگ جهانی دوم، آرژانتین کشوری متمول و پیشرو تلقی می شد.در آن سالها آرژانتین بعد از استرالیا، بریتانیا و آمریکا ثروتمندترین کشور جهان بود و جایگاهی برتر از فرانسه، آلمان و ایتالیا، ژاپن و سایر قدرت های امروزی داشت.

رشد اقتصادی آرژانتین برای حدود 40 سال بالای 6 درصد بود که بالاترین رکورد در تمام دنیا به شمار می رفت؛ همچنین آرژانتین، بهشت سرمایه گذاران خارجی بود و به ویژه اروپایی ها در این کشور بیشترین سرمایه گذاری را داشتند تا این که ژنرال “خوآن دومینگو پرون” با شعارهای پوپولیستی رییس جمهور این کشور شد.

 
پوپولیست ها به میدان آمده اند/ بچه هایمان در خطر هستند؛ از ماجرای آرژانتین عبرت بگیریم

پرون به معنای واقعی کلمه پوپولیست بود. او با شعارهای توده پسند قدرت را در دست گرفت و دو قطبی فقیر و غنی را در جامعه رقم زد و در این میان، خود را حامی فقرا جا زد. 2 شعار او عدالت اجتماعی و امداد اجتماعی بود که طبیعتاً اقشار وسیعی را جذب خود می کرد. توده مردم عاشق او بودند و پرون را قهرمان ملی خود می دانستند که مردم داری در ذات اوست.
با این حال، پرون به اسم دفاع از مردم و فقرا ، فقر را در کشور نهادینه کرد و افراد بیشتری در طول سال های بعدی به زیر خط فقر سقوط کردند.
اینک برغم این که دهها سال از حکومت عوامفریبانه وی می گذرد، آرژانتین نتوانسته است به دوران رونق قبل از پوپولیسم برگردد و اکنون نه کشوری در زمره قدرت های بزرگ اقتصادی که سرزمینی سوخته است و مردمانش، حسرت سال های قبل از پرون را می خورند.

***
به قول مرحوم عمران صلاحی، “حالاحکایت ماست” و راهی که پیش رو داریم. ایران در دوران احمدی نژاد یک دوره سنگین پوپولیستی را پشت سر گذاشت و شد آنچه نباید می شد.
اینک بعد از یک دوره 4 ساله که از دوران پوپولیسم فاصله گرفته ایم، بار دیگر در معرض یک انتخاب “تاریخی” هستیم.
واقعیت این است که ایران، دیگر تحمل پوپولیسم را ندارد. اقتصاد آسیب دیده ایران که هم اکنون در حال احیای تدریجی است، تاب ضربات سهمگین جدید را ندارد. سیاست، فرهنگ و حتی اخلاق نیز چنین اند.

افتاد ایران به دام پوپولیسم، آسیبی به مراتب سهمگین تر از ماجرای آرژانتین بر جای خواهد گذاشت چرا که از یک سو، ایران نه به قدرتمندی آرژانتین قبل از پرون است و نه شرایط جهانی همانند سال های میانی قرن گذشته است. جهان امروز، جهان رقابت های پرشتاب است و هر کسی در این پیست مسابقه زمین بخورد، رقبای ریز و درشت به راحتی از او سبقت می گیرند. 

ما در انتخابات 29 اردیبشهت، یک رئیس جمهور انتخاب نمی کنیم. قرار است تصویر آینده ایران را ترسیم کنیم، آینده ای که قرار است فرزندان مان در آن زندگی کنند.

پوپولیسم، ما و بچه های ما را به خاک سیاه خواهد نشاند. هر کدام از ما به وسع خود بکوشیم حتی اگر شده، یک نفر را متقاعد کنیم که درست و با دلسوزی نسبت به آینده ایران رأی دهد. فرصت زیادی برای نجات ایران نداریم.

دکتر ابراهیمی دینانی : نسل امروز به دو دلیل احمق است !!!

drdinani

متن مصاحبه دکتر ابراهیمی دینانی در نشریه عصر اندیشه :

… تفکر از جامعه رفته است و فقط اطلاعات متراکم وجود دارد. امروز در متن تهران یک جوان 20 ساله می‌بینم، ساده و خنگ. یک ذره زبلی در جوانان ما نیست. چون فکر نکردند زیرکی ندارند. این زیرکی محصول تفکر است. نسل امروز به دو دلیل احمق است تراکم اطلاعات، رفاه بیش از حد، جوانها سوسول شدند، رفاه، سوسول‌گرایی و تراکم اطلاعات مجال فکر کردن را گرفته و به راحتی می‌توان سر جوانان امروزی کلاه گذاشت.

– آینده کشور با این نسل چه می‌شود؟
آینده‌ای خیلی خطرناک در انتظار این نسل است. البته تمامی دنیا سوسول شده است نه تنها ایران. اگر ما فقط سوسول بودیم خطرناک‌تر می‌شد حریفهای ما هم  سوسول هستند.
–  در این وضعیت  چه بر سر علم و تعقل خواهد آمد؟
 علم پیش می‌رود اما ممکن است تعقل پیش نرود. علم پیش می‌رود اما لزوما فلسفه پیش نمی‌رود. تعقل ناشی از هستی‌شناسی است. اما علم یعنی چه کار بکنیم و چه کار نکنیم. کسی که هستی شناسی ندارد نادان می‌شود اما می‌داند چه را با چه ترکیب کند تا یک چیز درست شود.

 

…….

متن مصاحبه …

 

 

پیله ترها و راه های مبارزه با آنها !

نیست اندر سرای جسم و وجود

بـه خـدا جز خدا کسی موجود

             (مرحوم پدر بزرگوار)

 

از دیروز عصر تصمیم گرفتم به رسم ایام تجرد، بنویسم، البته نظر شخصی است و تاکیدی برپذیرش ندارم، که بقول دوستی عزیز، فقط  مسئولیم بگوییم ، ، اما مودبانه و صریح

در گویش های محلی واژه های وجود دارند که وقتی قرار است به زبان دیگری بیان شود، معادل مستقیم ندارند و نیازمند به شرح و تفسیر آن عبارت هستیم. برای مثال در استان گیلان زمانی که مهمان عزیزی قصد جدایی از میزبان را دارد؛ میزبان میگوید: فردا «تاسیان» است. یعنی دلتنگی زیادی از فراغ مهمان داریم، نبود او در کنار سفره میزبان, غصه آور و حزن انگیز است، جای او خالیست و …

اما متن امروز در مورد واژه «پیله تر» است. پیله به معنای بزرگ است. مثلاً در گیلان می گویند وقتی برای ناهار قصد تهیه خورشت باقلا قاتق را دارید در «پیله تیان» (قابلمه بزرگ) برنج طبخ کنید! یعنی اینقدر این خورشت لذیذ و خوش خوراک است که برنج کم می آید !

اما «پیله تر» معنایی غیر از بزرگتر دارد و بیان کننده صفات و اعمال شخصی خاص است که دارای صفات زیر است:

پیله تر به فردی گفته می شود که بدون دلیل موجه مانند تحصیلات و مطالعات زیاد،  داشتن تجربیات خاص و یا حتی کهنسال بودن.. دچار توهم تخصص در زمینه های زیاد می شود. مثلاً به واسطه اینکه همسایه آنها معلم نمونه پایه سوم ابتدایی است، احساس می کند در «بررسی سیستم آموزشی کشورهای آسیای جنوب شرقی»  تخصصی ذاتی یافته است و علم و تخصصی فراوان ناگهان در وجود او جوشیده است، پس در این کار با پشتکار فراوان تلاش می کند و نه تنها همه را از یافته های خود مستفیض می نماید اجازه هیچ گونه نقد و مقاومتی را به کسی نمی دهد.

و یا اینکه چون در حرم مطهر رضوی، طلبه ای از او سوال کرده است که : «ببخشید صحن امام جواد (ع) از کدام طرف است؟» ؛ ناگهان دانش و تعهدی در وجودش جوشیده است و وظیفه هدایت ، ارشاد دینی و اعتقادی  کلیه ابنا بشر به او محول شده است و چنان در مسائل دینی و اعتقادی ، اجتهاد می کند که مرحوم آیت الله بروجردی (اعلی الله مقامه) هم با این شدت حکم نمی فرمودند. و آن چنان به راحتی به افراد حکم ارتداد و نا مسلمانی می دهد که گویی غیر او اندک مسلمانی در جهان زاده شده است و …

« پیله تر» ها خصوصیت مشترک و جالبی دارند :

  1. معمولا  مطالعه ندارند.

  2. معمولا به حواشی دقت زیادی دارند و به جای کسب اطلاعات از راههای اصلی و یا طی طریق از روش های معمول، از روش های میانبر استفاده می کنند.

    مثلاً از نقاش ماهر بودن فقط روی موی ژولیده تمرکز می کنند!!! ؛

     یا پیله ترهای متخصص در علوم اسلامی ! به جای اینکه وقت خود را با مطالعه کتابهای طولانی و خسته کننده مانند تفسیر المیزان علامه طباطبایی ( رضی الله عنه)، نیایش مرحوم دکتر شریعتی،  کمدی الهی دانته و …. تلف نمایند! از روشهای ساده مانند ……. استفاده می نمایند و یا به جای توجه به فلسفه نیایش، معنی عبادات و…  از روش های جالب و گاهی دردآور مثل «حک کردن جای مهر به روش داغ زدن، بر روی پیشانی» ، قمه زنی و… استفاده می نمایند. 

    و یا پیله ترهای حوزه ادبیات به جای اتلاف وقت خود با خواندن رمان های کلاسیک و مدرن ایرانی و فرنگی، تاریخ ادبیات و … از ادبیات غنی کوچه، تاکسی و چشمه های جوشان وجودی خود و نوع پیشرفته آنها نشریات زرد و سایتهای …. استفاده می نمایند.

    پیله ترهای حوزه تربیت و آموزش هم به جای استفاده از کتابها، مقالات و سخنان بزرگان این حوزه که عملاً برای آنها نه تنها غیرقابل هضم بلکه غیرقابل فهم است و تنها باعث اتلاف وقت آنها می شود. از منابع ذیقیمت و البته سهل الوصول مانند مراسم های دورهمی و … ، اجتماعات سازنده مثل مراسم مشایعت و استقبال از فرزندان در مقابل مدرسه (که هر روز چند ساعتی طول می کشد!) و یا منابع سرشار کانالهای ماهواره ای (خصوصاً مجموعه کانالهای جم و فارسی وان) و … استفاده می نمایند.

  3. پیله ترها به شدت در مقابل «فهمیدن» مقاومت می کنند.

  4. آنها در برقراری ارتباط بین موضوعات غیرمرتبط! و حتی متضاد !!! تخصص زیادی دارند.

  5. آنها معمولاً در حوزه های زیاد (تقریباً همه رشته ها) تخصص دارند.

  6.  همه آنها با جوشش و القای لحظه ای دانش و تجربیات، حداکثر در 40 روز به این مرحله از کمال، رسیده اند.

 

اما روش مقابله با «پیله ترها»

براساس تجربیات 24 ساله بنده بهترین روش در مقابله با این افراد، حفظ حریم و فاصله است. و اولین باری که این افراد قصد کردند وارد این حریم شوند دیالوگ زیر را بگویید:

«دل انگیز (واژه دل انگیز دو وجهی است، زیرا دل و جان انسان هم از موضوعات و موارد خوب و مستحسن انگیخته می شود و هم از موارد و موضوعات بد و مهوع. یعنی همزمان معادل «دل آشوب» و «دل نواز» است!!

بگویید : دل انگیز بیا یه قرار قشنگ با هم بگذاریم؛ با هم کاری نداشته باشیم.

به قول  فرنگی ها : None of your business

آینه هوشمند گوگل

آینه هوشمند گوگل

مکس براون، یکی از مهندسین نرم افزار این شرکت چندملیتی، به کمک یک صفحه مادر کنترل کننده، یک صفحه نمایش دهنده، اجزاء جانبی هنری و صنایع دستی این آینه هوشمند را ایجاد کرده است. به عنوانی می توان این آینه هوشمند را نسخه ابتدایی از آینه Google Now دانست.

این حرکت مکس براون با این ذهنیت انجام شده است که او همواره خواستار یک آینه با کارایی بیشتر از یک آینه ی معمولی بوده و به اصطلاح به “آینده ای که در فیلم ها نشان داده شده” نزدیکتر شود. وی در گفته های خود به این موضوع اشاره کرد که” آینه مطلوب و مورد نظر من، چیزی نبود که بتوان آن را به راحتی از جایی خرید، چرا که شخصی همچنین کالایی را برای فروش نداشت اما تک تک قطعات را می شد به راحتی تهیه کرد. همچنین افراد بسیاری اخیراً آینه های دست کاری شده ای را ساخته بودند اما آینه هوشمند مد نظر من، متفاوت بود.”

براساس گفته های آقای براون، قرار است که وی عملکردهای بیشتری را به این آینه هوشمند اضافه کند، عملکردهایی که با سرویس Google Now سازگاری کاملی دارد همچون اطلاعات ترافیک، یادآورها و غیره.

این دست آورد هنوز مسیری طولانی ای را برای کامل شدن پیش رو دارد چرا که کماکان رابط کاربری این برنامه تنها در مرحله ی مقدماتی خود قرار دارد اما جای بسی خوشحالی است که این مهندس گوگل در تلاش برای توسعه ی یک آینه هوشمند با ضخامت چند میلیمتر است که کارایی بسیار بیش از یک آینه ی معمولی را داراست.

کلیدداران اینترنت

کلیدداران اینترنت ، هرسال در لس‌آنجلس، در اتاقی بدون پنجره و دور از دیدرس دیگران با بکدیگر دیدار می‌کنند!

هسته اصلی اینترنت در جهان توسط هفت کلید کنترل می‌شود؛ هفت کلید واقعی٬ به شکل کارت‌های هوشمند که در دستان هفت نفر است.
این هفت نفر هفت جایگزین هم دارند که در مواقع اضطراری وظایف آنها را انجام خواهند داد.
روزنامه گاردین به تازگی گزارشی منتشر کرده از مراسمی موسوم به «مراسم کلید» که تحت تدابیر شدید امنیتی در سازمان «آیکان»(سازمان جهانی تخصیص نام‌ها و اعداد) برگزار می‌شود؛ مراسمی برای تامین امنیت اینترنت در صورت بروز فجایع بزرگ در زمین.
آیکان که در آمریکا مستقر است٬ از مهم‌ترین نهادها در فرآیند حاکمیت اینترنت است و مسئولیت تخصیص آدرس‌های اینترنتی به همه وب‌سایت‌ها٬ سرورها و سیستم‌های کامپیوتری موجود در جهان را برعهده دارد. در واقع مدیریت سیستم تعیین دامنه‌ها (DNS) برعهده آیکان است.
تمام آدرس‌های اینترنتی در جهان(مثلا گوگل دات‌کام) به آدرس‌های آی‌پی مشخصی متصل‌اند و نام دامنه(گوگل دات‌کام) تنها پوششی برای تسهیل کاربری انسان‌ها است٬ چون به خاطر آوردن نام دامنه‌ها به مراتب راحت‌تر از مجموعه‌ای از چهار عدد است که با نقطه از هم جدا شده‌اند٬ مثلا ۶۴.۲۳۰.۱۶۰.۷۸ که یکی از آی‌پی‌های گوگل است.
به عبارت ساده٬ آیکان مسئولیت ترجمه این اعداد به نام‌ها را برعهده دارد.

اگر کسی به پایگاه عظیم داده‌های آیکان دست پیدا کند٬ می‌تواند کنترل اینترنت را در دست بگیرد٬ به این معنی که مثلا می‌تواند با دریافت درخواست کاربران از طریق مرورگرها٬ آنها را به هرجایی که می‌خواهد هدایت کند.

ادامه ….

فرضیه جدید درباره نحوه نفوذ ویروس Stuxnet

شاید یکی از معماهای بزرگ درباره ویروس Stuxnet، اولین جنگ افزار سایبری واقعی در دنیا، نحوه نفوذ و رخنه آن به تاسیسات هسته ای ایران بوده و هست.

یک فرضیه جدید که از سوی یک شرکت امنیتی بنام Critical Intelligence منتشر شده، نقطه ضعف در چرخه خرید و تامین تجهیزات تاسیسات هسته ای را مطرح می کند و آنرا راه نفوذ Stuxnet می داند. موضوعی که می تواند درس و سرمشق مهمی برای تمام مسئولانی که وظیفه ساخت و نگهداری زیرساخت ها و تشکیلات مهم کشوری را بر عهده دارند، باشد.

ویروس Stuxnet که اکنون بدون تردید مشخص شده که ساخته دست دولت های آمریکا و اسرائیل بوده است، حدود چهارسال قبل توانست به تاسیسات هسته ای کشور نفوذ کند. ولی اینکه چگونه Stuxnet توانست وارد شبکه کامپیوتری تاسیسات هسته ای شود، همواره در پرده ای از ابهام بوده و تاکنون فرضیه های مختلفی درباره آن منتشر شده است. مورد قبول ترین فرضیه تاکنون، انتشار ویروس Stuxnet از طریق یک حافظه Flash USB بوده است.

شرکت امنیتی Critical Intelligence اکنون فرضیه جدیدی را مطرح کرده است. براساس تحقیقات این شرکت، مقامات امنیتی آمریکا خریداران برخی تجهیزات صنعتی را که می توانست کاربرد هسته ای نیز داشته باشند، تحت نظر داشته و فعالیت یک شرکت ایرانی را که در زمینه سیستم های کنترل و مدیریت صنعتی ساخت شرکت Siemens فعالیت می کرد، به طور خاص کنترل می کردند.

براساس فرضیه شرکت امنیتی Critical Intelligence این شرکت ایرانی مسئولیت نصب و راه اندازی سیستم های مدیریت صنعتی Siemens را در تاسیسات هسته ای نیز برعهده داشته و به همین دلیل، اطلاعات و جزئیات دقیقی درباره دستگاه های سانتریفیوژ در اختیار داشته است.

از طرف دیگر، اسناد منتشر شده از سوی سایت افشاگری WikiLeaks نشان می دهد که در همان سالهای ظهور ویروس Stuxnet، مقامات امنیتی آمریکا به دنبال تهیه مجوزهای قانونی برای ردگیری محموله های ارسالی به ایران بوده اند.

بدین ترتیب مقامات امنیتی آمریکا تمام اطلاعاتی را که برای طراحی و ساخت ویروس Stuxnet احتیاج داشتند، به دست آورده بودند و راهی هم برای نفوذ ویروس به داخل تاسیسات پیدا کرده بودند.

تصور می شود که حدود سال ۲۰۰۸ میلادی، تجهیزات صنعتی و سیستم های مدیریتی Siemens که در حال حمل به ایران بوده اند، توسط مقامات امنیتی آمریکا شناسایی شده و ویروس Stuxnet یا احتمالا بدافزار اولیه ای برای باز کردن راه ورود برای Stuxnet برروی این تجهیزات کامپیوتری نصب گردیده  است.

اطلاعات محرمانه ای که شرکت Critical Intelligence به آنها استناد می کند، نشان می دهد که چند ماه پس از حمل این تجهیزات به ایران، کارشناسی از طرف شرکت ایرانی مورد نظر با شرکت Siemens تماس گرفته و درخواست پشتیبانی فنی جهت برطرف کردن یک ویروس در شبکه سازمانی خود را داشته است.

شرکت امنیتی Critical Intelligence برخی بخش های فرضیه خود را براساس افشاگری های اخیر Edward Snowden، پیمانکار سابق و افشاگر مشهور آمریکایی، بنا نهاده است. از جمله اینکه سازمان امنیت ملی (NSA) آمریکا برنامه و طرح های مختلفی برای ردیابی و شناسایی تجهیزات کامپیوتری در حال حمل از شرکت سازنده به مقصد مصرف کننده نهایی داشته است.

مطلب فوق ترجمه مقاله ای تحت عنوان New Thesis On How Stuxnet Infiltrated Iran Nuclear Facility است که در نشریه The Christian Science Monitor منتشر شده است.

منبع : شبکه گستر