دوم خرداد و انتقال قدرت

بنام خدا

دوم خرداد حقیقتاً روزی خاص در تاریخ ایران است. از این روز ماندگار، ۲۰ سال گذشته است. در این سالها از جنبه‌های مختلف به این رویداد پرداخته شده است؛ اما یکی از جهاتی که توجه کمی به آن شده است ، مساله انتقال قدرت اجرایی در آن زمان است.

در علوم سیاسی تعاریف مختلفی از “سیاست” ارائه می‌شود. یکی از این تعاریف عبارتست از : «سیاست علم بدست آوردن، حفظ و انتقال قدرت است» و این انتقال قدرت توسط بالاترین مقام اجرایی کشور، تا سال 76 در کشور ما انتقال نیفتاده بود.

پس از پیروزی انقلاب در تاریخ 15 بهمن ماه سال 58 ، ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران انتخاب گردید ، اما او در تاریخ 31 خردادماه سال 60 ، توسط مجلس شورای اسلامی بدلیل عدم کفایت سیاسی ، از ریاست جمهوری برکنار گردید!

دومین رئیس جمهور ، مرحوم محمد علی رجایی بودند که تنها پس از 28 روز از آغاز ریاست جمهوری خود، در بمب‌گذاری دفتر نخست وزیری، به شهادت رسیدند.!

پس از ایشان در تاریخ 17 مهرماه سال 60، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، به عنوان رئیس جمهور انتخاب گردید. ایشان چهارسال بعد برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور، انتخاب شدند. با فوت امام خمینی (ره) در خرداد ماه سال 68 ، آیت‌الله خامنه‌ای از سوی فقهای مجلس خبرگان رهبری، به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، به مقامی بالاتر از رئیس جمهور منصوب گردیدند.

در مرداد ماه سال 68 مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با انتخاب مردم شریف ایران، به عنوان چهارمین رئیس جمهور ، انتخاب شدند. ایشان در سال  72 برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند.

 اما از سال 73 بحث تغییر قانون اساسی برای تمدید دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی، توسط عطااله مهاجرانی « معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور» مطرح شد. در این مقطع حزب کارگزاران سازندگی نیز، تمدید دوره‌ی ریاست‌جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی را خواست مردم بیان میکرد.

بحث درباره این موضوع از سوی افراد، احزاب و … همچنان ادامه داشت، برای نمونه، روزنامه‌ی سلام در ۲۹ شهریور سال ۱۳۷۵ نوشت:

«روز گذشته در راهروی مجلس این طور شایعه شد که تعدادی از نمایندگان، که اکثریت قریب به اتفاق آنها را طرفداران کارگزاران تشکیل می‌دهند، در صدد تهیه‌ی یک طومار به حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی و درخواست تمدید دوره‌ی ریاست‌جمهوری هستند.»

یا در سفری که مرحوم هاشمی در شهریورماه ۱۳۷۵ به اصفهان داشتند آیت الله طاهری اصفهانی امام جمعه وقت اصفهان پیش از سخنرانی‌ هاشمی در جمع مردم اصفهان فرمودند:

«اگر ما در مجلس خبرگان می‌دانستیم شخصیتی مانند جنابعالی (خطاب به آقای هاشمی) عهده‌دار منصب ریاست‌جمهوری خواهید بود، هرگز محدودیتی را در انتخاب این مسئولیت تصویب نمی‌کردیم.»

فردای آن روز روزنامه «سلام» به مدیرمسئولی موسوی خوئینی ها از دعوت عبدالله نوری از مردم برای جلوگیری از کنار رفتن هاشمی خبر داد.

«مصلحت نظام اسلامی و منافع کشور ایجاب می­کند تا دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی برای بار سوم تمدید شود… بنده معتقدم نباید با استناد به منع قانون اساسی در مورد تمدید دوره ریاست‌جمهوری آقای رفسنجانی دست­ های خود را ببندیم. از مردم می خواهم که به عنوان یک وظیفه و برای قدردانی از آقای هاشمی و استمرار برنامه­ های سازندگی و توسعه کشور نگذارند که وی کنار برود.[1]

اواخر شهریور ماه، حسن روحانی نایب رئیس مجلس پنجم نیز به جمع حامیان مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی پیوست. وی در ۲۹ شهریور ماه در جمع مردم سرخه سمنان گفت:

«قانون اساسی نوکر نظام است و ارزش قانون اساسی آرای مردم است… انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی‌گنجید.[2]

البته این موضوع مخالفانی هم داشت مانند حجت الاسلام ناطق نوری رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، ایشان این موضوع را توهین به مردم توصیف نمود:

«من با این کار مخالفم. تغییر قانون اساسی به معنای این است که نیروی دیگری در کشور وجود ندارد و این توهین به مردم است و این یک ضایعه است. قانون اساسی کشور به هر مناسبتی نباید تغییر کند و اگر به هر بهانه­ای بخواهیم قانون اساسی را زیر سوال ببریم به معنی سست کردن قانون اساسی است» [3]

سرانجام مقام معظم رهبری در این زمینه موضع گیری کردند:

«رئیس‌جمهوری محترم، حقاً و انصافاً عمر و زندگی خود را چه پیش از انقلاب و چه بعد از آن وقف اسلام کرده و در تمامی مسئولیت های سنگینی که تاکنون برعهده داشته، منشاء خدمات بزرگ و ارزنده‌ای بوده‌اند و بی‌تردید بعد از پایان دوره ریاست‌جمهوری نیز در مسئولیت های بزرگ دیگری که برعهده می‌گیرند وجود ایشان برای نظام اسلامی و انقلاب و کشور بسیار نافع و ارزشمند خواهد بود.» [4]

روز ۲۳ دی مجمع روحانیون مبارز نام سید محمد خاتمی، را به عنوان کاندیدای خود اعلام کرد و در ۱۳ بهمن این حضور با اعلام رسمی قطعیت پیدا کرد. بسیاری از مردم بر این باور بودند که محمد خاتمی برنده این انتخابات نیست. در نیمه دوم اسفند برخی اعضای حزب کارگزاران سازندگی نیز به جمع حامیان محمد خاتمی پیوستند. یکی از موضوعات خاصی که محمد خاتمی در مناظره تلویزیونی مطرح کرد این بود که در پاسخ به سؤال امکان رابطه ایران و آمریکا گفت، رابطه با این کشور منوط به سه شرط «عزت، مصلحت و حکمت» است. همین امر باعث شد گروهی دیگر از اندیشمندان و روشنفکران جامعه به حمایت از محمد خاتمی جلب شود. حزب کارگزاران نیز در فروردین سال 76 ، حمایت رسمی خود را از خاتمی اعلام می‌کند.

به مرور جوانان، اهل هنر و خصوصاٌ افرادی که با صندوق‌های رای قهر کرده بودند، تصمیم گرفتند از خاتمی حمایت کنند. به موازات قدرت یافتن این مجموعه، در مقابل، نیروهای رسمی حکومتی تازه فهمیدند باید تلاش کنند. مهم‌ترین کاری که کردند، ایجاد اتحاد کامل در بین روحانیون بود. همه ائمه جمعه، جز دو یا سه نفر. همه نهادهای حکومتی، همه شخصیت‌های سیاسی پشت آقای ناطق‌نوری آمدند. تلویزیون هم پشتوانه آنان بود. حتی شورای نگهبان اسامی کاندیداها را به ترتیب الفبا منتشر نکرد و اسم آقای ناطق نوری را لیست نصب شده در شعب اخذ رای قبل از خاتمی نوشتند.

اما در نهایت نتیجه انتخابات دوم خرداد با بیست میلیون رای به نفع حجت‌الاسلام خاتمی، رقم خورد.

و علیرغم همه مخالفت‌ها و  کارشکنی‌ها، برای نخستین بار، انتقال قدرت توسط «بالاترین مقام اجرایی کشور»  صورت پذیرفت و رئیس جمهور قبلی صندلی خود را به جانشین خود تحویل داد و قدرت را واگذار کرد.

 

                                                                             علیرضا سمنانی – دوم خرداد 96

 


[1] روزنامه سلام 8/6/75

[2] هفته‌نامه ارزشها، شماره اول، صفحه3

[3] روزنامه سلام 12/6/75

[4] کیهان هوایی، ۳۱/6/۷۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *