مقدمه:
نخبگان بخش برگزیدهای از جامعه هستند که از نظر قابلیتها یا تواناییها، برتر از بقیه جامعه قرار میگیرند. در جامعهشناسی و فلسفه سیاسی نخبه به گروه کوچکی از مردم گفته میشود که با قرار گرفتن در رأس «هرم منزلت اجتماعی» و «امتیازات»، کنترل سهم بزرگی از قدرت سیاسی و یا ثروت را در اختیار دارند
نخبگان هر گروه، جایگاه والای دیگر نخبگان را در جامعه به رسمیت میشناسند. «به عنوان یک اصل، آنها یکدیگر را میپذیرند، یکدیگر را درک میکنند، با یکدیگر ازدواج میکنند و حتی اگر همراه با یکدیگر هم نباشد، مانند یکدیگر فکر و کار میکنند.»
اهمیت استفاده از نخبگان
برای روشن شدن موضوع به مثال زیر توجه فرمایید:
در امتحانات رایج ما سنجش را بصورت موازی انجام میدهیم یعنی در امتحان شیمی مثلا 10 سوال 2 نمره ای مطرح میشود و اگر دانشآموز به یک سوال پاسخ ندهد نمره او 18 میشود و 90% امتیاز را کسب کرده است، اما در یک عملیات اطفاء حریق مسائل بصورت سری بررسی میشوند مثلاً اگر 10 اِلمان مهم زیر را برای عملیات موفق داشته باشیم مانند:
1- رسیدن به محل وقوع حریق در زمانی کمتر از دو دقیقه
2- قطع جریان گاز
3- قطع جریان برق
4- شناسایی نوع ماده مشتعل شده (منشاء حریق)
5- تعیین ماده خاموش کننده مناسب با توجه به منشاء حریق
6- بررسی حجم آتش
7- تعیین محل استقرار خودروهای آتشنشانی
8- تعیین محل استقرار آتشنشانها
9- بررسی مقاوم بودن سازه در حال سوختن
10- بررسی وضعیت ساختمانهای نزدیک محل حریق جهت جلوگیری از گسترش دامنه حریق
اگر فرمانده عملیات، فقط در تشخیص صحیح یک مورد، مثلاً آیتم 4 (شناسایی نوع ماده مشتعل شده) اشتباه کند و درحالیکه ماده مشتعل شده «بنزین» است، تصور کند که آتش از سوختن چوب ایجاد شده است !! ، به طبع آن در تعیین ماده خاموشکننده مناسب برای اطفاء حریق هم اشتباه میکند، با آب به جنگ آتش میرود، آتش گسترش پیدا میکند، آتشنشانها دچار مصدومیت شدید میشوند، خودرو ها هم آسیب میبیند، سازه هم سست شده و ………..
در بررسی موضوع فوق با محاسبات ریاضی اگر فرماندهی عملیاتی را در نظر بگیریم که درصد خبرگی او در این مهارت (علمی یا عملی) و در مدیریت این مساله برابر 95 درصد باشد و فرماندهی دیگر با مهارت 75 درصد، و همچنین جواب ده سوال بالا را بصورت (درست/اشتباه) در نظر بگیریم، شانس هرکدام در پاسخ درست به تمام سوالات فوق 95% و 75% است و درصد موفقیت کل پروژه در دوحالت برابر است با :
شانس موفقیت فرمانده با خبرگی 95% 60% ≈۱۰(95/0)
و شانس موفقیت فرمانده با خبرگی75%: 6% ≈۱۰(75/0)
به عبارت دیگر علیرغم اینکه درصد خبرگی این دونفر فقط 20% با هم فرق دارد و در آزمون با مراحل موازی، هر دو موفق هستند، در این آزمون سری، شانس موفقیت فرد «نخبه» 10 برابر فرد «عادی» می باشد. (این عدد به تعداد مراحل «سری» در پروژه بستگی دارد.)
اما با دقت در موضوعات حادث شده در اطراف خود به راحتی درک میکنیم که استفاده از افراد خبره در موقعیتهای حساس و خاص مورد توجه کافی نبوده و بواسطه ضعفهای مدیریتی و اجرایی همواره آسیبپذیری ما در حوادث مشابه بسیار بیش از کشورهای توسعه یافته است. چرا که در این حوادث بواسطه نیاز به تصمیمگیری و عملیات بصورت سریالی و توجه کافی به جمیع جهات، بیش از عناصر سخت افزاری نیازمند نخبگان و خردگرایی و هوش آنها هستیم و عدم دقت کافی در بکارگیری افراد خبره، موجب بروز مشکلاتی بزرگ و قطعاً جبران ناپذیر خواهد شد.
