نقاشی و خلاقیت

در ادامه بحث خلاقیت و هنر، امروز به نقاشی (یکی از شاخه های هنر سوم) خواهم پرداخت. اکثر کودکان از سنین پایین، به کشیدن نقاشی علاقمندند ؛ ولی هدف ما در این فعالیت، آموزش نقاشی نیست، برای آموزش نقاشی، در صورت علاقه کودک به این هنر، باید از معلم نقاشی کمک گرفت.

هدف ما شکوفایی و رشد خلاقیت فرزندمان است و همچنین هدف مهمتر ما اینست که از نقاشی او، به رویاها، عواطف درونی، نگرش او به جهان، علاقمندی‌ها‌، نقش‌های که دوست دارد در زندگی ایفاء کند، آنچه او را آزار میدهد و… پی ببریم .

پیشتر در موضوع خلاقیت به این موضوع اشاره کردیم که در اجرای این نوع فعالیتها، بزرگترها نباید دخالت نمایند، با دخالت بزرگترها، دیگر نمی‌توانیم انتظار بروز خلاقیت در کودکان را داشته باشیم. کودک با انتخاب موضوع نقاشی، اجزاء درون کادر، نسبت اجزا ، انتخاب رنگ، کیفیت رنگ آمیزی و… به طور غیر مستقیم با ما حرف میزند. توجه داشته باشید محدود کردن کودک به رنگ کردن تصاویر کتاب‌های رنگ‌آمیزی، نمی‌تواند وسیله‌ای مناسب برای رشد خلاقیت و بروز  احساسات و عواطف او باشد.

بزرگترها با رنگ آمیزی قصد افزایش جلوه بصری نقوش را دارند، اما کودکان قصد دارند به دیگران تفهیم کنند که چه موضوعی برایشان اهمیت بیشتری دارد.

به یاد داشته باشید در نقاشی خلاقانه از او نخواهید تا تغییری در نقاشی ایجاد کند یا بهتر رنگ آمیزی کند (در فعالیت‌های رسمی مهد کودک و مدرسه این موضوعات لحاظ می‌شود). اگر او خورشید را کشیده ولی خوب رنگ نکرده است شاید منظورش این است که نور خورشید را دوست دارد اما از گرمای زیاد آن ، ناراحت است.

یکی دیگر از روشهای خلاقانه، ترسیم داستان است، در این روش داستانی را برای کودکان بازگو میکنیم و بعد از خاتمه روایت داستان، از او میخواهیم آنرا ترسیم کند. این روش به تخیل کودک کمک کرده و تمرکز و دقت او را افزایش می‌دهد، او یاد میگیرد با دقت و تمرکز داستان را گوش کرده و آن را به خاطر سپرده و سپس ترسیم کند.

این فعالیت به روش جالب دیگری هم انجام میشود؛ نقاشی با چشمان بسته، این روش هم سرگرم کننده تر است و همچنین باعث تقویت قوه تخیل، افزایش تمرکز، تمرین نظم و کنترل بیشتر حرکات دست میگردد. معمولا روش آن بدینگونه است که اول وسایل نقاشی در اختیار کودک قرار میگیرد و او آنها را به نحوی که بتواند با چشمان بسته محل و نوع وسیله را تشخیص دهد ، می‌چیند.

بعد چشمان کودک را می بندیم و موضوع نقاشی را به او می گوییم، مثلاً یک مزرعه و کلبه ای در کنار آن ، البته اوایل کار بهتر است یک موضوع ساده را انتخاب کنیم، مثلاً یک خانه، به مرور که تجربه‌ی کودک بیشتر شد تمرینهای پیچیده‌تری انجام می‌دهیم.  کودک به مرور یاد میگیرد که بهتر است مداد را کمتر از روی کاغذ بلند کند، کشیدن یک کلبه با خطوط بهم پیوسته، نتیجه بهتری نسبت به طراحی منفصل اجزا دارد. یاد می‌گیرد بهتر است که وقتی مداد را از کاغذ جدا میکند دستش را روی آخرین نقطه‌ای که طراحی کرده قرار دهد. یاد میگیرد هر مدادی را که برداشت دوباره سرجای خودش قرار دهد تا بتواند ترتیب رنگها را حفظ کند.

مساله مهم دیگر اینکه وقتی کودک تصویری را خلق می کند، صحبت کردن با او درباره موضوع نقاشی، اجزاء، رنگها و… بسیار مهم است و مهمتر اینکه، همانگونه که ما از کسی که آشپز قابلی است سوال می‌کنیم: چرا مربای ما خوش‌رنگ نمیشود؟ چرا ترشی من کپک زد؟ و…؛ آیا برای تفسیر رفتار فرزندمان، تحلیل نقاشی او، پاسخ‌های  عجیب او به سوالات خلاقانه ما و … از متخصصین، مشورت می‌گیریم؟

در بررسیهای کارشناسانه حقایق مهمی کشف می‌شود؛ کودکی که در نقاشی مادرش را با دستهایی خیلی کوتاه کشیده بود در مشاوره متوجه شدیم که معمولا توسط مادرش تنبیه بدنی می‌شده است یا کودکی که برای پدرش دهان نکشیده بود، پدری پرخاشگر داشت! به یاد دارم کودکی که کمد لباس را جوری کشیده بود که درب آن از ارتفاع قد او بالاتر باز می‌شد، وقتی صورت کودک را دیدم جای چند زخم روی آن بود و معلوم شد وقتی درب کمد باز بوده به صورت او برخورد کرده است!

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *