بنام خدا
در روزهای گذشته چند نفر از دوستان بزرگوار که مطالب قبلی بنده را مطالعه فرموده بودند، مسائلی را مطرح کردند در مورد اینکه وقتی در نوشتههای سایت به موضوع صحبت کردن با کودکان، گفتگوی خلاقانه، سوال و… پرداخته میشود و آنها سعی میکنند با همسر و فرزندان درمورد موضوعات گفتگو کنند، در اغلب مواقع گفتگو به مشاجره، قهر یا کدورت ختم میشود!
بنابراین امروز قصد دارم در مورد گفتگو کردن مطالبی را بیان کنم. موضوعاتی مانند چهارچوب گفتگو، مفهوم تفاهم، نقش فضای مجازی و البته معضلات آن
در مورد چهارچوب گفتگو باید بپذیریم که رعایت ادب، صداقت، اخلاق و منطق، چهارچوب نظری گفتگو را تشکیل می دهند. در حوزه عمل، باید نخست یاد بگیریم که به صحبت های طرف مقابل گوش بدهیم (گوش دادن فعلی ارادی است و متفاوت با شنیدن!)، وقتی به صحبت های افراد گوش میدهیم یعنی میفهمیم چه میگویند و اگر متوجه منظور افراد نشدیم، سوال میکنیم. در خیلی از مواردی که ما با دیگران به اختلاف نظر میرسیم دلیل آن این است که صحبت های آنها را متوجه نمیشویم و حرف آنها را نمیفهمیم، موضوعی که مولانا به زیبایی آن را بیان میکند: (خلاصه) چهار مرد فقیر با زبانهای مختلف با هم همسفره بودند، رهگذری به آنها سکه ای داد، مرد ایرانی گفت برای ناهار انگور بخریم، عرب زبان گفت خیر! عنب بخریم! رفیق ترک زبان مخالف بود و اُزم میخواست و رومی میگفت الان وقت خوردن استافیل است! اختلاف به نزاع کشید، فردی فرهیخته از آنجا میگذشت، موضوع را جویا شد! و به آنها فهماند که هرچهار نفر یک چیز میخواهند، اما زبان هم را نمیفهمند!
موضوع دوم کلمهای پرکاربرد است که متاسفانه عده کمی معنی آن را میدانند! «تفاهم». تفاهم بر وزن تفاعل و معنی دقیق و صحیح آن این است : یکدیگر را فهمیدن! نه تصدیق کردن است و نه قبول. یکدیگر را فهمیدن. ما باید یاد بگیریم در چهارچوبهای گفتگو با هم صحبت کنیم و تلاش کنیم با هم به تفاهم برسیم (حرف هم را بفهمیم) . پس باید هرکدام از طرفین حرف خود را کامل بیان کنند، خوب گوش بدهیم، موضوعاتی که روشن نیست، سوال کنیم و هدف گوینده را درک کنیم. بعد از اینکه به تفاهم رسیدیم ، یعنی متوجه شدیم او چه میگوید و چه میخواهیم، در این مرحله میتوانیم برای اقناع طرف مقابل یا اثبات حقانیت نظریه خود دلیل بیاوریم، تحقیق کنیم، با افراد خبره مشورت کنیم و…
برای درک بهتر موضوع یک مثال واقعی بزنم، چند شب پیش در حال خواندن داستانی از شیخ عطار نیشابوری، بنام «علاج گدایی» از کتاب قصههای خوب برای بچه های خوب، برای فرزندانم، بودم. داستان بجایی رسیده بود که نقش اول داستان که قبلاً شاگرد «آهنگر» بود، مجبور به گدایی شده بود، در شهر نیشابور که گدایی در آن ممنوع شده بود خسته و گرسنه بود و …
ناگهان پسر کوچکم گفت : ” خوب آهنگ میزد و از مردم پول میگرفت”
دخترم به او پاسخ داد: ” اون که بلد نبود آهنگ بزند ”
و پسرم گفت : ” بابا مگه خودت نگفتی شاگرد «آهنگر» بوده؟ کارگر یعنی کسی که کار میکنه و آهنگر هم یعنی کسی که آهنگ میزنه!”
برای علی آقا توضیح دادم که آهنگر چه کاری انجام میدهد و…
ما بزرگترها هم به کرّات دچار این سوء برداشتها میشویم.
اما یکی از مشکلات مهم در حوزه گفتگو، مساله استفاده افراد از رسانه های مجازی برای گفتگو است! رسانه های مجازی نه تنها مناسب گفتگو نیستند بلکه تاثیر فضای مجازی به شدت باعث ضعف ما در حوزه گفتگوهای واقعی شده است، اجمالاً چند مورد را ذکر میکنم:
1-راست نگفتن و بدتر از آن، دروغ گفتن در فضای مجازی رایجتر و راحت تر است. اما در گفتگوهای رودررو هم رواج دروغ کمتر است و هم امکان آن.
2- در فضای مجازی بی ادبی و عدم رعایت شئونات قبح خود را از دست داده است و افراد با وقاحت بیشتری نسبت به گفتگوهای عادی، در این فضا گفتگو می کنند.
3- در فضای مجازی ویرایش و حذف نوشتهها خیلی مرسوم است، اما در عالم واقع ما قبل از ادای جمله باید دقت کنیم و وقتی بیان شد دیگر تمام.
4- یکی از موضوعات مهم در ارتباطات مجازی، امکان قطع ارتباط در لحظه، بدون تبعات جدی است. در فضای واقعی نمی توانیم به راحتی ارتباط را مختل کنیم اگر کسی از شما سوالی بپرسد یا باید پاسخ بدهید یا سکوت ! اما در فضای مجازی صدها دلیل فنی برای عدم پاسخگویی فوری، در اختیار دارید؛ اینترنت قطع شد، شارژ تمام شد، گوشیم هنگ کرد و…
بنابراین باید بدانیم اولاً این برنامهها وسیله گفتگو نیستند مثلاً برنامه پیام رسان هستند (messenger) یا برنامه اشتراک عکس، پس اصلاً وسیله مناسبی برای گفتگو نیستند. ثانیاً استفاده از آنها حتماً باید کنترل شده باشد و همچنین سعی کنیم در هنگام استفاده از آنها هم خود را مقید به رعایت ادب و اخلاق بدانیم.
در جمع بندی موضوع باید معروض دارم که شایسته است با صبر و شکیبایی و براساس ادب و اخلاق، رو در روی هم، با مهربانی و با حسن نیت برای حل مشکلات خود و فرزندانمان با هم گفتگو کنیم. مثل هرکار دیگر، با تمرین، روز به روز پیشرفت خواهیم کرد.
*** اما نکته ای به شدت ناراحت کننده و متاثر کننده در مورد فضای مجازی در این روزهای سخت؛
در استفاده فرزندانمان از رسانه های مجازی دقت و یا شاید بهتر است بگویم تجدیدنظر کنیم!! من فردی تکنولوژی گریز technophobia)) نیستم اما اصلاً چالشهایی چنین خوفانگیز (آخرین آن درآوردن شلوار والدین مقابل دوربین زنده !) را نمیتوانم تحمل کنم!!
چه بلایی برسر ما آمده است که لباس مادرمان را جلوی چشم دیگران در میآوریم! چطور دلمان می آید شلوار پدربزرگ عصا در دستمان را از پایش در بیاوریم در حالیکه او مستاصل به دوربین نگاه میکند، که اگر عصا را رها کند، سقوط میکند و …. یاد دارم که وقتی چالش گوش دادن به ترانههای بی ادبانه یک نفر (اکراه دارم از نام خواننده آوردن برای او) در کنار پدر و مادر و پخش آن در فضای مجازی مطرح شده بود به اطرافیان گفتم همین افراد چند سال دیگه مادرشان را عریان میکنند و بقول خودشان share to all میکنند، خیلی ها خندیدند و بعضی مرا فناتیک (متعصب در دین و مذهب) دانستند. ناراحتم از اینکه پیش بینی من درست درآمد، به سال نرسید ظرف چند ماه به این مرحله رسیدیم.
خیلی مراقب باشید.! پیشگویی نمیکنم ، مطمئن هستم. این اول فاجعه است.
