یادگیری مبتنی بر پدیده

بنام خدا

در مطلب قبلی، (نظام آموزشی فنلاند)، به نظام آموزشی مبتنی بر پدیده، اشاره کردم، امروز قصد دارم در این مورد بیشتر توضیح دهم.

یادگیری مبتنی بر پدیده[1] چیست؟

یادگیری مبتنی بر پدیده یک رویکرد آموزشی نوین است که بر اساس پرسش دانشجو و حل مسأله با هدایت مربی، طراحی شده است. نه موضوع خاصی تدریس می شود و نه هیچ هدف یادگیری از پیش تعیین شده ای وجود دارد. در عوض، فراگیران با استفاده از اینکه چه موضوعاتی مربوط به مسأله هستند، سؤالات خود را طرح و سپس پاسخ آنها را می‌یابند.

این نوع یادگیری شباهتهایی با یادگیری مبتنی بر پروژه[2] ، یادگیری مبتنی بر مسأله[3] و یادگیری مبتنی بر تحقیق[4] دارد. با این حال تفاوت اساسی این است که موضوع یادگیری مبتنی بر پدیده، باید یک پدیده واقعی و یک رویکرد میان رشته ای داشته باشد و فراگیران برای مطالعه موضوع باید از دیدگاه های مختلف استفاده کنند.

هدف و مزیت یادگیری مبتنی بر پدیده

هدف از یادگیری مبتنی بر پدیده آماده سازی فراگیران برای حل مشکلات در زندگی واقعی است. آنها به جای یادگیری منفعلانه مفاهیم انتزاعی یا غیرمرتبط، یادگیری مبتنی بر پدیده‌ها و استفاده از این روش در حل مشکلات واقعی زندگی را یاد می‌گیرند.

در محیط کار ، هدف این روش می‌تواند، رفع چالش هایی باشد که کارمند یا کارفرما در محیط کار به آن برخورد می‌کنند. این روش علاوه براینکه سبب می‌شود کارمندان دانش و مهارت های مورد نیاز برای حل مشکلات را کسب کنند، بلکه ارتباط مستقیم و سریع این یافته‌ها با مهارت‌های شغلی، از مزیت‌های این فرآیند است.

انتقادی که  از روش آموزش سنتی می‌شود اینست که رویکرد در آن، یادگیری منفعل است. این بدان معنی است که مدرسان، دانش را به فراگیران دیکته می کنند. در نتیجه، فراگیران به جای چگونگی استفاده از دانش در حل مشکلات یا ارائه ایده های جدید، بیشتر روی حفظ روش ارایه شده توسط مربی یا مدرس، متمرکز می‌شوند. همچنین هیچ فعالیت پویایی، از طرف دانش آموز (یا دانشجو)، وجود ندارد.

همچنین، آموزشهای سنتی علیرغم اینکه نظریه ها و مفاهیم مختلفی را به فراگیران یاد می دهند، اما چون فراگیران، اغلب نمی توانند بین آموخته‌ها و نحوه ارتباط آنها با زندگی واقعی ارتباط برقرار کنند، آموخته ها فاقد معنا و کاربرد بوده و در ذهن مانا نیستند.

منشأ یادگیری مبتنی بر پدیده

یادگیری مبتنی بر پدیده، در سیاستگذاری نوین سیستم آموزشی فنلاند در سال 2016، ریشه دارد. سیستم آموزشی تجدید نظر شده‌ای که از دانشجویان می خواهد که هر سال یک واحد را با رویکرد یادگیری مبتنی بر پدیده، انتخاب کنند و  هدف آماده سازی بهتر دانشجویان و دانش آموزان برای زندگی واقعی است.

این رویکرد آموزشی، به دانشجویان و دانش‌آموزان، یاد می دهد که آمادگی بیشتری برای حل مسائل زندگی داشته باشند، و برای حل مسائل، دانش و مهارت های مختلف را به کار گیرند. همچنین آنها می‌آموزند مهارت های مهمی مانند ارتباطات، تفکر انتقادی، روش‌های متفاوت حل مسأله و کار گروهی را در زندگی روزمره و حل مسائل به کار گیرند.

این مهارتها همچنین توسط کارفرمایان و بخش آموزش سازمانها بسیار مورد پسند واقع می شوند و به یادگیری مبتنی بر پدیده جذابیتی می دهند که فراتر از مرزهای سیستم آموزشی فنلاند است.

درگیر ساختن کارمندان برای حل مشکلات واقعی، سناریوها و وقایع محل کار، علاوه بر کمک به حل مشکلات، به آنها می‌آموزد، حوزه های مختلف، به هم مرتبط هستند و همچنین باعث درک این موضوع می‌گردد که آموخته‌های ما، در زندگی واقعی کاربردهای فراوان و مفیدی دارند.

یادگیری مبتنی بر پدیده ایده جدیدی نیست. این موضوع ریشه در نظریه یادگیری ساخت‌گرایانه[5] ، نظریه یادگیری ساختاری اجتماعی[6] و همچنین تئوری یادگیری فرهنگی اجتماعی[7] دارد. این نظریه ها پیشنهاد می‌دهند که مناسبترین شرایط برای یادگیری، زمانی ایجاد می‌شود که دانشجو (یادگیرنده)، بجای یادگیری کلاسیک و غیرفعال، فعالانه دانش و تجربه بیاموزد.

یادگیری مبتنی بر پدیده چگونه کار می کند؟

فرآیند یادگیری مبتنی بر پدیده اینگونه است:

  • فراگیران براساس علاقه شخصی (و البته با تائید مربی)، سوالی را مطرح می کنند که مربوط به زندگی واقعی است.
  • آنها برای یافتن راه حل، با بررسی و مطالعه موضوع از زوایای مختلف و دیدگاه های متفاوت به تحقیق می‌پردازند.
  • مربیان با راهنمایی دانش آموزان برای یادگیری مفاهیم و مهارت های لازم برای حل مسأله ، فرایند را تسهیل می کنند.
  • فرگیران راه حل خود را در قالبی تعیین شده، تهیه و ارائه می دهند.

چگونه می توان از یادگیری مبتنی بر پدیده در سازمان استفاده کرد؟

  • به جای اینکه به کارمندان بگویید چه چیزهایی یاد بگیرند، از کارمندان بخواهید با مشکل یا سوالی که مربوط به شغل آنها یا عملکرد سازمان است، روبرو شوند.
  • هنگامی که کارمند سوالی را که می خواهد به آن پاسخ دهد، انتخاب کرد، باید زمان و منابع لازم برای تحقیق و یادگیری مهارت ها و دانش لازم برای حل مسأله یا سوال در اختیار آنها قرار گیرد. این امکانات، می تواند شامل دسترسی به بستر اینترنتی برای تحقیقات تحت وب، مجوز تحقیقات داخلی، منابع آموزش آنلاین یا مصاحبه باشد.
  • کارکنان درگیر یک پروژه یادگیری مبتنی بر پدیده، می توانند مهارت ها و دانش جدیدی را که برای حل مسأله یا سوال به کار گرفته‌اند و یافته های خود را، در قالب توافق مشترک ارائه دهند.

 

استفاده از این روش به واسطه فواید زیاد آن، در حال حاضر در سازمانهای زیادی استفاده می شود؛ خصوصاٌ اینکه، یادگیری مبتنی بر پدیده می‌تواند با پرورش بینش جدید، پاسخ های تازه ای برای مشکلات قدیمی ارائه دهد.

 

به نظر می رسد یادگیری مبتنی بر پدیده پاسخی برای نیازهای یادگیری قرن 21 است. به هر حال، ما بیش از هر زمان دیگری به حل کنندگان مسآله، متفکران منتقد و اندیشمندانی که بهتر می‌اندیشند و یافته‌های آنها کاربردی‌تر است، نیازمندیم. ما همچنین به فراگیرانی نیاز داریم که بتوانند خارج از چارچوب سنتی فکر کنند و به مسائل با تصویر کلی، بنگرند.

سوال مهم این است که؛ آیا یادگیری مبتنی بر پدیده برای نیازهای شما مناسب است؟ بیایید نگاهی به نقاط قوت و چالش های این روش آموزشی بیاندازیم، شاید این بررسی به شما کمک کند تصمیم بگیرید که آیا این روش مناسب برای پاسخگویی به نیازهای شما است یا خیر؟

نقاط قوت یادگیری مبتنی بر پدیده

  • این روش با مشارکت بیشتر افراد در یادگیری، آموختن دانش و مهارت های جدید را تقویت می کند زیرا فراگیران در تلاشند به سوالاتی پاسخ دهند که شخصاً به موضوع آن، علاقه مند هستند.
  • این روش، امکان یادگیری عمیق تر را فراهم می کند، زیرا فراگیران با موضوعات مختلف ارتباط برقرار می کنند و ارتباط عملی دانش با زندگی واقعی را مشاهده می کنند.
  • فراگیران، مهارتهای بیشتری در برقراری ارتباط، کار گروهی، تفکر انتقادی و حل مسأله، پیدا می‌کنند.
  • فراگیران با مسئولیت پذیری در یادگیری خود، مستقل‌تر می شوند. این امر به ایجاد نیروی کار مستقل‌تر و خودکفا، کمک می کند.

نقاط ضعف یادگیری مبتنی بر پدیده

  • اگر هدف یادگیری خاصی وجود دارد که می خواهید یادگیرندگان به آن برسند، پس یادگیری مبتنی بر پدیده ممکن است جوابگو نباشد. هیچ هدف یادگیری تحمیلی در یادگیری مبتنی بر پدیده وجود ندارد زیرا نتایج، در طی فرایند یادگیری، حاصل می‌شوند.
  • منابع و پشتیبانی باید برای فراگیران در دسترس باشد. خصوصاً اینکه بدون مربی (راهنما) ، فراگیران ممکن است در شناسایی و یادگیری مهارت ها و دانش لازم برای تکمیل پروژه با مشکلاتی روبرو شوند.
  • ویژگی یادگیری مبتنی بر پدیده، عدم ساختار رسمی آن است. اگر سازمان شما ملزم به داشتن یک ساختار رسمی است که در آن فراگیران باید مهارت یا دانش مورد نیاز خود را کاملاً کلاسیک و با اهداف از پیش تعیین شده، فرا بگیرند، این شکل از یادگیری، ایده‌آل شما نیست.
  • اگر بازخورد و ارزیابی، برای سازمان شما مهم است، روش سازمانی شما، با یادگیری مبتنی بر پدیده، که در آن ارزیابی اساساً براساس پیشرفت یادگیرنده است، متناسب نیست.

چگونه می توان یادگیری مبتنی بر پدیده را، برای فراگیران پیاده‌سازی کرد؟

اگر می خواهید ایده های یادگیری مبتنی بر پدیده را در کلاس، سازمان، یا گروه خود بگنجانید، برای شروع این مراحل را دنبال کنید:

 

  • از فراگیران بخواهید “پدیده ای” را از دنیای واقعی انتخاب کنند. این موضوع باید یک زمینه جهانی (فراگیر) داشته باشد و مربوط به مسائل یا وقایع زندگی واقعی باشد.
  • یک پرسش تحقیق درباره این موضوع طرح کنید که با “چگونه”، “چرا” یا “چه می شود اگر” شروع شود.
  • مفاهیم اساسی مربوط به سوال انتخاب شده توسط فراگیران را شناسایی و آموزش دهید. (برای حل مساله به چه مهارت یا دانشی نیاز خواهند داشت؟)
  • اطمینان حاصل کنید زمان کافی برای فراگیران در نظر گرفته شده است تا بتوانند تحقیقات لازم برای حل مسأله را انجام دهند.
  • با تنظیم چارچوبی که به راهنمایی دانشجویان در طی فرایند کمک می کند، روند کار را تسهیل کنید.

آینده یادگیری مبتنی بر پدیده

یادگیری مبتنی بر پدیده حتماً فراگیر می‌شود، زیرا در قرن بیست و یکم ، دانش‌آموزان، دانشجویان، اندیشمندان و کارمندانی موفق‌تر و مفیدتر هستند که می توانند برای حل مسائل و مشکلات، در مورد جوانب موضوع اندیشه کنند، به تنهایی یاد بگیرند و مسائل کوچک و بزرگ زندگی را حل کنند.

علاوه بر این، گسترش ارتباطات، تفکر انتقادی، روش‌های متفاوت برای حل مسأله و کار گروهی، مهارت هایی است که با نشستن در کلاس و گوش دادن به یک مربی یا با خواندن و یا تماشای فیلم های یادگیری الکترونیکی نمی‌توان آنها را توسعه داد. این مهارت ها از طریق مشارکت و انجام فعالیت پویا، در فرآیند یادگیری مبتنی بر پدیده میسر می‌شوند.

[1] Phenomenon-based learning

[2] project-based learning

[3] problem-based learning

[4] inquiry-based learning

[5] Constructivist Learning Theory

[6] socio-constructivist learning theory

[7] sociocultural learning theory

نظام آموزشی فنلاند

بنام خدا

نظام آموزشی فنلاند

در ادامه موضوعات مطروحه در حوزه آموزش، امروز قصد دارم مطالبی را در مورد ساختار آموزشی کشور فنلاند جهت استحضار و استفاده شما بزرگواران، مرقوم نمایم.

فنلاند از کشورهای پیشرو در حوزه آموزش است. نظام آموزشی این کشور براساس احترام به فردیت کودک و ایجاد امکان رشد هر کودک به عنوان یک انسان منحصر به فرد،  طراحی شده است. مربیان فنلاندی کودکان را در توسعه مهارت های اجتماعی و تعاملی راهنمایی می کنند، همچنین آنها را تشویق می کنند تا به نیازها و علایق دیگران توجه کنند، به دیگران اهمیت دهند و نگرش مثبتی نسبت به افراد دیگر، فرهنگ‌های دیگر و محیط های مختلف داشته باشند. هدف از این کار فراهم آوردن تدریجی فرصت هایی برای افزایش استقلال این کودکان است تا همه آنها بتوانند از خود مراقبت کنند و همچنین با بزرگتر شدن، توانایی تصمیم‌گیری مسئولانه و مشارکت مولد در جامعه به عنوان یک شهروند فعال را داشته باشند. همچنین توانایی مراقبت از افراد دیگری که به کمک او  نیاز دارند را داشته باشند.

برنامه‌ آموزشی، قبل از تولد کودک، آغاز می شود، به عنوان بخشی از “بسته بارداری[1]” ، به والدین نوزادان سه كتاب؛ یك كتاب برای پدر، یک کتاب برای مادر و كتابی برای كودك، داده می شود. اندیشمندان حوزه آموزش معتقدند، “آموزش اولیه، مهمترین مرحله یادگیری مادام العمر است. تحقیقات نشان داده است که 90٪ از رشد مغز، در پنج سال اول زندگی اتفاق می افتد و 85٪ از مسیرهای عصبی قبل از 7 سالگی، ایجاد می شود. بنابراین تلاش مشترک بین والدین و جامعه برای آماده سازی کودکان از نظر جسمی (تغذیه صحیح، حفظ بهداشت و سلامت ) و ذهنی ( ارتباطات، آگاهی اجتماعی، همدلی و خود اندیشی) قبل از شروع یادگیری رسمی،  نقشی مهم و اساسی در آمادگی کودکان برای آموزش و رشد آنها، دارد.

مراکز آموزشی برای نگهداری و آموزش کودکان 8 ماهه تا 5 ساله و 6 تا 7 ساله (یک سال پیش دبستانی)، با مدیریت و هزینه دولت (اغلب، شهرداری ها) وجود دارد. در این مراکز برای کودکان کمتر از  3 سال به ازای هر 12 کودک، یک معلم و دو مربی (یا پرستار)  و برای کودکان 3 تا 6 سال هم به ازای هر 20 کودک، یک معلم و دو مربی، مشغول به کار هستند.

یکی از مسئولین اداره آموزش  هلسینکی، در مورد این روند آموزشی چنین می‌گوید : این مجموعه‌های آموزشی، جایی نیست که هنگام کار فرزند خود را رها کنید. اینجا مکانی است که کودک شما می تواند بازی کند و یاد بگیرد و دوست پیدا کند. والدین خوب فرزندان خود را در مهد کودک می گذارند. تمرکز دانش‌آموزان در مهد کودک ها ” آموزش نحوه یادگیری” است. به جای آموزش خواندن و ریاضیات ، دروس مربوط به طبیعت ، حیوانات و “چرخه حیات” و تمرکز بر یادگیری مبتنی بر اشیاء و موجودات، وجود دارد. اعتقاد جدی ما بر این است که وقتی کودکان، یادگیری را به عنوان یک مهارت زندگی یاد بگیرند، آنها یادگیرنده مادام العمر خواهند شد.

هیچ برنامه‌ای با عنوان “تیزهوشان” وجود ندارد و انتظار می رود کودکانِ مستعدتر به کسانی که سرعت کمتری در یادگیری دارند، کمک کنند. این رفتار باعث می‌شود علاوه براینکه روحیه همکاری در دانش‌آموزان تقویت شود. آنها بیاموزند برای داشتن جامعه‌ای بهتر، باید سطح آگاهی و دانش، در کل جامعه بالا رود.

تحصیل در مدارس فنلاند رایگان است همچنین دانش آموزان از امکانات رفاهی همچون مراقبت های بهداشتی و هر روز یک وعده ناهار رایگان برخوردار هستند. علاوه بر این، در صورتیکه دانش آموزان برای آمدن به مدرسه نیازمند طی مسافتی طولانی و خسته کننده باشند، علاوه بر برخورداری از سرویس رایگان، امکان دریافت كتاب و ملزومات تحصیلی رایگان و یا حتی استفاده از خوابگاه را دارند.

معلمان از برنامه درسی ایالتی پیروی می کنند، اما استقلال زیادی در مورد روشهای آموزشی دارند و حتی مجاز به انتخاب کتابهای درسی خود هستند.

دانش آموزان در كلاس های اول تا نهم هر هفته از چهار تا یازده ساعت، در كلاس های نقاشی، آشپزی، موسیقی،  نجاری، خیاطی و…  شرکت می‌کنند. تاکید و اصرار معلمان بر این است که، تعداد دانش‌آموزان در کلاسها، کم باشد، مشخص شده است این تدبیر با پیشرفت دانش آموزان، نسبت مستقیم دارد.

فضای مدرسه آرام و غیر رسمی است و ساختمان ها آنقدر تمیز هستند که دانش آموزان اغلب بدون کفش و با جوراب در مدرسه راه می‌روند!.

تکالیف درسی حداقل است تا دانش‌آموزان برای فعالیتهای خارج از برنامه درسی، زمان کافی داشته باشند.

آنها « خواندن و مطالعه برای لذت بردن» را یاد می‌گیرند. فنلاند از کشورهایی است که بیشترین کتاب کودک در آن منتشر می‌شود.

شبکه های تلویزیونی برنامه‌های خارجی را با زبان اصلی و زیرنویس نمایش می‌دهند، بطوریکه کودکان در فنلاند کودکان حتی هنگام تماشای تلویزیون، در حال خواندن هستند.

برای احراز شغل معلمی (ابتدایی و متوسطه) متقاضیان باید مدرک کارشناسی ارشد داشته باشند. معلمی حرفه ای بسیار محترم است و ورود به دوره‌های تربیت معلم در دانشگاه، بسیار رقابتی است. در دوران تحصیل هم باید نمرات بسیار خوبی داشته باشند و فقط حدود 10٪ از متقاضیان این شغل، موفق به کسب آن هستند.

از سال ۲۰۱۶، در تمام مدارس این کشور نظام آموزشی جدیدی را با عنوان «یادگیری پدیده محور[2]» اجرا کرده‌اند. شورای ملی آموزش فنلاند، برنامه یادگیری پدیده محور (PhenoBL ) را به عنوان یک رویکرد مترقّی در برنامه درسی و آموزشی برای دانش‌آموزان قرن 21، طراحی و اجرا کرد. این روش آموزش، تقسیم بندی موضوعی دانش را از بین می برد. کلاسهای مبتنی بر پدیده، به جای تمرکز روی موضوعی خاص مانند ریاضیات، ادبیات و یا تاریخ، پدیده‌ها را بررسی می کنند. این رویکرد بیانگر انتقال به یک روش بین برنامه ای جدید برای تفکر در مورد سازماندهی یادگیری در مدارس است. برای مثال دانش‌آموزان پدیده ارتباط متنی افراد را با کمک معلم خود بررسی می‌کنند از نوشتن نامه شروع می‌کنند، با پست، نامه رسان، پست الکترونیک و پیام‌رسان‌ها و… آشنا می‌شوند، اما در این فرآیند با پدیده‌هایی همچون تغییرات در روشهای انتقال پیام، تلگراف ، اینترنت و… هم آشنا می‌شوند و حتی در حوزه ادبیات حتماً تغییراتی که استفاده از پیام‌رسان‌ها در شیوه نگارش ما، ایجاد کرده‌اند بررسی می‌کنند.

در پایان، نکته حایز اهمیت اینکه، در نظام آموزشی سایر کشورهای پیشرفته نیز، اکثر موارد فوق، لحاظ شده است. به عبارت دیگر  نظام آموزشی به سمت یادگیری مفهومی و پدیده محور، سوق یافته است و همانگونه که قبلاً در مقالۀ تغییرات در تعریف سواد ، بیان کردم، در این زمانه، آموزش و سواد،  متفاوت از آنچه است که فرزندان ما می‌آموزند!  

[1] Maternity package

[2] Phenomenon-based learning

انتخاب رشته تحصیلی

بنام خدا

انتخاب رشته برای دانش آموزانی که به دوره دوم تحصیلات دبیرستانی (سال دهم) وارد می شوند بسیار مهم است این انتخاب مسیر آینده دانش آموز را مشخص می نماید و بدون شک تأثیری عمیق در آینده او، خواهد گذاشت و چه بسا در بیشتر موارد مسیر باقی عمر یک فرد را تشکیل می دهند .

برای تصمیم گیری بهتر در این مورد، نکاتی را بیان خواهم کرد، برای شروع بهتر است به دانش آموز کمک کنیم به این سوالات پاسخ دهد:

  • می خواهم هشت سال دیگر کجا باشم؟
  • می خواهم چه نوع سبک زندگی داشته باشم؟
  • نقاط قوت و ضعف من چیست؟
  • شغل رویایی من چیست؟
  • انتخاب دوم من در رشته دبیرستانی چیست؟
  • انتخاب من به عنوان گزینه دوم شغلی (با توجه به روحیات، توانایی ها و علایق) چیست؟
  • آیا قصد ادامه تحصیل (رفتن به دانشگاه) را دارم؟
  • من در دانشگاه دنبال چه می گردم؟
  • نظریات یا فشارهای اطرافیان (خانواده و…) چقدر در انتخاب من سهیم است؟
  • چقدر با رشته‌ای که انتخاب کرده‌ام، آشنایی دارم؟
  • چقدر در مورد حرفه‌ای که در ادامه این آموختن‌ها، قصد ورود به آن را دارم، آشنایی دارم؟

والدین موظفند به فرزندان خود در یافتن پاسخ این سوالات کمک کنند، گاهی فرزندان ما تصوری درست از رشته های دانشگاهی و  شرح وظایف افراد در موقعیت های شغلی خود، ندارند. متأسفانه برخی از دانش آموزان و والدین بر این تصورند که رشته تحصیلی در دبیرستان، فقط بر درس هایی که او در دوره دوم دبیرستان، می‌آموزد، تاثیر می گذارد. درحالیکه اگر دانش آموزی قصد داشته باشد در آزمون ورودی دانشگاه، در رشته‌ای که در گروه آزمایشی غیر از رشته تحصیلی او در دبیرستان، شرکت کند قطعاً شانس کمتری برای قبولی در آزمون ورودی دانشگاه دارد و حتی اگر، پذیرفته شود، به سبب نداشتن دانش کافی، در تحصیل رشته جدید با مشکلات فراوانی روبرو خواهند شد.

موضوع مهم دیگر این است که رشته تحصیلی ما در دبیرستان و یا در صورت ادامه تحصیل رشته دانشگاهی ما، در یافتن شغل هم تأثیر فراوانی دارد، قطعاً برای یک فارغ التحصیل رشته علوم آزمایشگاهی، دامنه انتخاب شغل در همان حوزه متصور است.

نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، این موضوع است که افراد زیادی، علیرغم داشتن مدارک تحصیلی عالی، در رشته‌های پرآوازه (پزشک، مهندس، وکیل و…)، در صف بیکاران قرار دارند، به عبارت بهتر همچنان که در نوشته های قبلی بیان کردم، براساس برآوردها درکشور ما تا سال آینده بیش از ۱۰۰ هزار نفرفارغ‌التحصیل در مقطع دکتری داریم که نمی‌توانند شغلی مناسب بیابند. بنابراین در فضای رقابتی ورود به بازارکار، موفقیت بیشتر نصیب افرادی میشود که علاوه بر داشتن شرایط تحصیلی مناسب، در دوران تحصیل خود علاوه برکسب نمره، با پرورش خلاقیت و کسب تجربه، امتیاز بیشتری برای دریافت شغل داشته باشند و پیش شرط کسب تجربه و تبلور خلاقیت، علاقه فرد به آن رشته یا حرفه است.

مهمتر اینکه این روزها کم نیستند افرادی که شغل هایی را پذیرفته‌اند که به آنها علاقه نداشته و حتی گاهی اوقات از آن متنفر هستند! یا افرادی که پس از استخدام، تازه متوجه تخصص مورد نیاز، فضای شغلی، سختی‌ها و… می شوند، این افراد نه تنها رضایت شغلی ندارند بلکه احتمالاً مجبور به ترک کار میشوند (به علت عدم رضایت شغلی و یا به علت ضعف در انجام وظایف شغلی، اخراج می‌شوند).

بنابراین باید به فرزندانمان کمک کنیم تا با شناختی کامل از رشته های تحصیلی در دبیرستان، رشته‌های دانشگاهی مرتبط با این انتخاب و  همچنین درک صحیح از شرایط و تخصص موردنیاز مشاغل مرتبط با این رشته ها، انتخاب رشته خود را براساس توانایی‌ها، علایق و روحیات خود با وسواس و دقت کافی، انجام دهند.

از نکات مهمی که لازم است در اینجا در مورد آن توضیح دهم این موضوع است که در انتخاب رشته های فنی و حرفه ای و رشته های کاردانش توجه داشته باشیم، دانش آموزانی که این رشته‌ها را برای تحصیل انتخاب می‌کنند برخلاف کسانی که به سراغ رشته های نظری می روند و در انتخاب رشته های دانشگاهی از تنوع زیادی در انتخابهای خود، برخوردارند، امکان انتخاب محدودتری دارند.

 

کلام آخر:  با افراد مطلع مشورت کنید

مشورت ادراک و هوشیاری ‌دهد

عقـلها، مر عقـل را یـاری دهد

مولانا

 

آیا استعداد دختران در یادگیری ریاضی و علومِ فنی مهندسی، کمتر از پسران است؟

بنام خدا

هفته قبل که مطلب آموزش معکوس، را منتشر کردم، یکی از دوستان که لطف فرموده بودند و مطلب را مطالعه کرده بودند، موضوعی عجیب طرح کردند :

تبعات این مشکلات (آموزش و یادگیری در دوران کرونا) برای دختر خانم‌هایی که در رشته ریاضی تحصیل می‌کنند، بیشتر است!

چرا؟

دخترن دیگه ؟

یاد فیلم ورود آقایان ممنوع افتادم، جایی که آقای رضائیان، مدیر دبیرستان پسرانه الوند به خانم دارابی، مدیر دبیرستان دخترانه، میگوید: تو درسای حفظی شاید دختراتون بتونن رقابت کنند، اما ریاضی و شیمی که اصلاً….

متاثر و متاسف شدم، چیزی نگفتم؛ امّا شروع کردم به جستجو و مطالعه، و نتیجه این مقاله شد، ترجمه ای مختصر از دومقاله از مراجعی معتبر.

 

در سال 1992 ، عروسک سخنگویی به بازار عرضه شد با نام؛ Teen Talk Barbie که یکی از صداهایی که پخش می کرد این عبارت بود“کلاس ریاضی سخت است” . در حالی که تولید و عرضه این اسباب بازی با واکنش عمومی فراوانی روبرو شد، اما این تصور همچنان ادامه دارد و این افسانه را تبلیغ می‌کنند که زنان به دلیل کمبودهای بیولوژیکی در استعداد ریاضی، در زمینه های علمی، فنی، مهندسی و ریاضی (STEM)[1] رشــد نمی کنند.

جسیکا کانتلون در دانشگاه کارنگی ملون[2] یک تیم تحقیقاتی را هدایت کرد که رشد مغز دختران و پسران را به طور جامع بررسی کردند. تحقیقات آنها هیچ تفاوتی بر مبنای جنسیتی، در عملکرد مغز و توانایی حل مسایل ریاضی نشان نمیدهد. نتایج این تحقیق در شماره 8 نوامبر 2019،  ژورنال Science of Learning[3] به صورت آنلاین در دسترس است.

نویسنده ارشد این تیم تحقیقاتی (کانتلون، رونالد جی و مری آن زدروکوفسکی، استاد علوم اعصاب رشدی در دانشکده علوم انسانی و اجتماعی) بیان می کند: “علم با اعتقادات و تصورات مردم همسو نیست.” ، “ما می بینیم که مغز کودکان بدون در نظر گرفتن جنسیت آنها، به طور مشابه کار می کند ، بنابراین امیدواریم که بتوانیم توانایی کودکان در آموزش ریاضیات را دوباره ارزیابی کنیم.”

کانتلون و تیم وی اولین مطالعه تصویربرداری عصبی را برای ارزیابی تفاوت های جنسیتی – بیولوژیکی در استعداد ریاضی کودکان خردسال انجام دادند. آنها از MRI ​​ برای اندازه گیری فعالیت مغز در 104 کودک خردسال (3 تا 10 ساله ؛ 55 دختر) هنگام تماشای یک فیلم آموزشی شامل مباحث اولیه ریاضی، مانند شمارش و جمع اعداد، استفاده کردند. محققان اسکن‌های پسران و دختران را برای ارزیابی تشابه مغزی مقایسه کردند. علاوه بر این، با مقایسه اسکن مغری کودکان با اسکن گرفته شده از یک گروه بزرگسال (63 بزرگسال ؛ 25 زن) که همان فیلم های ریاضی را مشاهده می کردند، بلوغ مغز را بررسی کردند.

پس از مقایسه‌های آماری متعدد، کانتلون و تیم او هیچ تفاوتی در فعالیت مغزی دختران و پسران پیدا نکردند. علاوه بر این، محققان هیچ تفاوتی در نحوه یادگیری و استفاده از مهارت های ریاضی، در دختران و پسران در هنگام تماشای فیلم های آموزشی پیدا نکردند. در نهایت، رشد مغزی دختران و پسران از نظر آماری معادل بود با مردان یا زنان گروه بزرگسال.

آلیسا کرسی ، دانشمند فوق دکترا در گروه روانشناسی دانشگاه شیکاگو و اولین نویسنده مقاله، بیان می‌کند که: “فقط این نیست که دختران و پسران از شبکه های ریاضی به یک شیوه استفاده می کنند بلکه شباهت ها در کل مغز مشهود است.” “این یک یادآوری مهم است که انسانها فراتر از تصور ما با یکدیگر شباهت دارند.”

محققان همچنین نتایج آزمون توانایی در حل مسائل ریاضیات اولیه را با یک تست استاندارد برای کودکان 3 تا 8 ساله (97 شرکت کننده، 50 دختر) با یکدیگر مقایسه کردند تا میزان توانایی آنها را بسنجند. آنها دریافتند که توانایی ریاضی در کودکان معادل است و نتایج در سنین مختلف، براساس جنسیت، تفاوت ندارد.

کانتلون معتقد است، جامعه و فرهنگ احتمالاً دختران و زنان جوان را از رشته های ریاضی و STEM دور می‌کند. مطالعات قبلی نشان می دهد که خانواده ها زمان بیشتری را با پسران نوجوان، در بازی می گذرانند. بسیاری از معلمان همچنین ترجیحاً در کلاس ریاضی وقت بیشتری را با پسران می گذرانند و پیشرفت آنها را در ریاضی پیش‌بینی می‌کنند{معتقدند که آنها موفق تر هستند}. همچنین، کودکان اغلب براساس انتظارات والدین خود، رفتار می کنند، یعنی اگر والدین معتقدند که دختران درک ریاضی خوبی ندارند، پس حتماً همینطور است! كانتلون می‌گوید نحوه رفتار ما با فرزندان، به شدت در درک آنها از توانایی‌‌شان در علوم و ریاضیات موثر است. ( والبته سایر توانایی ها !)

و نتیجه اینکه:

هیچ تفاوتی در یادگیری و کسب مهارت های ریاضی، در کودکان (متاثر از جنسیت) وجود ندارد.

 

اما قسمتی مهم از مقاله دوم که در شماره 11مجله Technium Social Sciences (سپتامبر 2020) [4] ارایه شده است که در این مقاله هم نویسنده ، ضمن تاکید بر اینکه هیچ تفاوتی جنسیتی در عملکرد مغز در توانایی حل مسایل ریاضی وجود ندارد، معتقد است؛ دلیل اعتماد به نفس کم دختران در توان یادگیری مهارتهای ریاضی را باید در انتظارات و حمایت والدین و معلمان جستجو کرد، چرا که متاسفانه والدین و معلمان به طور کلی ریاضیات را فقط یک دامنۀ مردانه می دانند. محققان متذکر می شوند که اگرچه پسران و دختران از تحصیلات یکسانی برخوردار هستند و نتایج آزمایشات استاندارد گرفته شده از آنها، یکسان است، اما کلیشه های جنسیتی در رویکردهای والدین، معلمان و جامعه آشکار می شود [هاید ، 1990 ، ص. 123-124]. با چنین رویکردهایی حتی اگر دختران عملکرد بهتری نسبت به پسران داشته باشند، اعتماد به نفس دختران را در توانایی تحصیلی کاهش می دهد.

 

پس تصورات اشتباه را از ذهن بزداییم، انسانها در آموختن، به واسطه جنسیت، نقصان یا مزیتی ندارند. به توانایی آنها مومن باشیم و  به فرزندانمان بیاموزیم که تلاش مستمر، همواره ما را به سرمنزل مقصود، راهبری می‌کند.

موضوع بالا با این برهان خلف قوی ثابت میشود!

مرحومه دکتر مریم میرزاخانی، ایشان  استاد دانشگاه استنفورد بودند. میرزاخانی در سال 2014 به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برندهٔ مدال فیلدز شد که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی اولین ایرانی برندهٔ مدال فیلدز است.

و بقول فریدون مشیری:

بهارم دخترم از خواب برخیز

شکر خندی بزن، شوری برانگیز

بهارم، دخترم، چون خنده ی صبح

امیدی می دمد در خنده تو

به چشم خویشتن می بینم از دور

بهار دلکش آینده ی تو !

 

 

[1] Science, Technology, Engineering, and Mathematics

[2] https://www.cmu.edu

[3] www.nature.com

[4] https://techniumscience.com/

آموزش در دوران پسا کرونا و روش آموزش مجازیِ «کلاس معکوس»*

بنام خدا

ویروس کرونا برخلاف تصور اولیه همه ما، فراگیرتر شد و روز به روز افراد بیشتری را مبتلا میکند. تصور جهانیان در ابتدا اینگونه بود که این بیماری در دوران محدودی سلامت ما را تهدید میکند و میتوان با چند هفته قرنطینه و مراعات توصیه های بهداشتی، از شر آن خلاص شویم و به زندگی عادی و روال معمول جامعه بازگردیم. اما به مرور متوجه شدیم که باید زندگی با کرونا را بیاموزیم و فهمیدیم که زندگی در دوران پس از کرونا، متفاوت با زندگی در شرایط قبل از کرونا است. تا جایی که برخی از افراد معتقدند که زندگی پس از کرونا آنقدر متفاوت است که احتمالاً همانگونه که بعد از عصر بخار شاهد تغییرات فراوانی در زندگی انسانها بودیم، به دوران پساکرونا هم مانند عصری جدید باید بنگریم.

مساله ای که امروز در مورد آن خواهم نوشت مساله آموزش در دوران پساکرونا است، در کشور ما بحث تغییرات در سیستم آموزش و آموزش مجازی همواره با مشکلات فراوانی همراه بوده است. خیلی از مراجع سیاستگذاری در حوزه های مختلف، دید مناسبی به آموزش مجازی و اینترنت ندارند، حتی اکنون که مجبور به استفاده از فضای مجازی برای آموزش هستیم، منتقدان در مورد استفاده از تجهیزات و برنامه های غیربومی حساسیت دارند و ابراز ناراحتی و مخالفت می نمایند.

کرونا باعث شد خیلی از سدها، در حوزه های فکری و حتی عملیاتی از بین بروند، مخالفت ها کمتر شده است و پوشش دسترسی به اینترنت افزایش یافته است و تقریباً اکثر سیاستگذاران، اساتید دانشگاه، معلمان، دانش آموزان و دانشجویان، متوجه شده اند که باید به آموزش مجازی به عنوان راه حلی جدی و لازم، توجه کنیم.

اما در مورد شیوه های نوین آموزش مجازی قصد دارم در مورد روش «کلاس معکوس» * صحبت کنم. البته لازم به توضیح است که خوشـبختانه یکی از معلمین فرزنـدم (دبیر ریاضی دبیرستان فردوس) از این روش استفاده می نمایند.

در این شیوه، مـدرس، مطالب آموزشی جدید را در قالب فیلم، اسـلاید، صوت و …  قبل از ارائه در کلاس، بصورت فایل و از بستر اینترنت، در اختیار دانش آموز قرار می دهد و دانش آموز (یا دانشجو) موظف است ضمن مطالعه مستندات درس جدید، سوالات و نکات مهم درس را یادداشت کند؛ بنابراین وقتی مدرس، درسِ جدید را در کلاس ارایه می کند، دانش آموز بطور کامل نکات درس را درک می کند و در کلاس در مورد آنها بحث و بررسی صورت میگیرد. البته کلاس اصلی هم میتواند بصورت مجازی برگزار شود و هم میتوان کلاس را بصورت حضوری (با حضور مدرس در کلاس درس) برگزار نمود.

البته ذکر این نکته ضروری است که برگزاری کلاسهای مجازی، علاوه برنیاز به تجهیزات سخت افزاری (کامپیوتر، گوشی هوشمند و…) و زیرساخت ارتباطی مناسب، نیازمند مدرسانی بادانش و تجربه کافی است، چراکه دروس ارائه شده، ضبط میشود، والدین و اساتید آنها را میبینند و… چند درصد از معلمین و اساتید در این حد دانش و تجربه قرار دارند؟ شنیدن صدای معلمان فرزندانمان در کلاس آنلاین، و ویدئوها و صداهای ضبط شده از کلاسهای آنلاین که در شبکه های مجازی به وفور به آنها برمیخوریم، نشان دهنده این است که در این حوزه (تربیت معلمانی با دانش و تخصص کافی) هم نیازمند برنامه ریزی هستیم.

 

* The Flipped Classroom

افسردگی در دوران بلوغ

بنام خدا

هفته گذشته وقتی از بلوغ صحبت کردم به مساله افسردگی اشاره کردم، جالب است بدانیم براساس آمار سازمان بهداشت جهانی افسردگی چهارمین بیماری در نوجوانان 15 تا 19 ساله در جهان است [i] و براساس آمارهای میزان افسردگی دوران بلوغ در دختران دو برابر پسران است بنابراین امروز قصد دارم به افسردگی و راههای درمان آن بپردازم.

در تعریفی ساده، افسردگی یک حالت خلقی شامل بی‌حوصلگی و گریز از فعالیت یا بی‌علاقگی و بی‌میلی است که می‌تواند بر روی افکار، رفتار، احساسات و خوشی و تندرستی یک فرد تأثیر بگذارد. (ویکی پدیا)

در مورد عوامل موثر دربروز افسردگی میتوان به تغییرات هورمونی، تغییر رفتار والدین و اطرافیان با فرد، افزایش مسئولیت های اجتماعی، مشکلات خانوادگی و … اشاره کرد.

اگر بخواهم بصورت فهرست‌وار از نشانه‌های افسردگی بگویم، باید به موضوعات زیر اشاره کنم:

  • پرخاشگری و خشم ناگهانی
  • گوشه گیری از جمع و فعالیتهای اجتماعی
  • بی اشتهایی یا اشتهای کاذب !
  • نداشتن تمرکز کافی
  • عدم استقبال از فعالیت های تفریحی، سفر و…
  • احساس ندامت یا گناه
  • عدم تحمل هرگونه مخالفت یا انتقاد
  • تمارض ( گلایه و ناراحتی از بیماری در عین سلامتی!)
  • صحبت درمورد مرگ، خودکشی و…

نکته مهم  اینکه بروز این علایم نمیتواند نشانه ابتلای قطعی به افسردگی باشد و نوجوان با علایم بالا میتواند کاملاً سالم باشد!  برای تشخیص افسردگی لازم است با پزشک یا روانشناس مشورت کرد.

راههای درمان افسردگی

  • همانگونه که در بحث بلوغ هم مرقوم کردم، باید به خلوت افراد، خصوصاً نوجوانان و جوانان احترام بگذاریم و آن را نشانه افسردگی ندانیم.
  • قبلاً هم بیان کردم با آنها گفتگو کنید و به تفاهم برسید (تفاهم : یکدیگر را فهمیدن)
  • آنها در دوران بلوغ خشن و پرخاشگر میشوند، شما به عنوان یک انسان بالغ، با صبر و آرامش رفتار کنید.
  • افسردگی به افراد آسیب جدی میرساند، سعی کنید به کمک روان پزشک یا مشاور این موضوع را در عزیزان خود بررسی کنید.
  • با او دوست باشید و به او اجازه دهید مانند یک دوست با شما حرف بزند و رفتار کند.
  • با او در مورد موضوعات و مشکلات جاری زندگی مشورت کنید، این کار هم اعتماد به نفس او را افزایش میدهد هم به او میفهماند که در زندگی مشکلاتی جدی تر از مشکلات او هم وجود دارد.
  • سعی کنید به او کمک کنید حداقل در یک موضوع یا مهارت مورد علاقه اش، تخصص پیدا کند ، مثلا نوازندگی، مکالمه یک زبان خارجی و… و از مهارت آنها استفاده کنید و موفقیت او را ارج بنهید. اینکار اعتماد به نفس و آرامش درونی آنها را افزایش میدهد.
  • مسئولیت بعضی از امور جدی خانواده را به بسپارید، مثلاً پیگیری وضع سلامت و درمان اعضای خانواده یا هماهنگی امور درسی خواهر کوچکترش.
  • افراد در نوجوانی و جوانی به شدت تحت تاثیر همسالان خود هستند، سعی کنید بطور نامحسوس دوستان و اطرافیانش را زیرنظر داشته باشید.
  • پیگیر وضع سلامت، تغذیه و خواب مناسب آنها باشید.
  • استفاده خودسرانه از داروهای ضدافسردگی بسیار خطرناک بوده و میتواند عواقب ناخوشایندی داشته باشد.
  • مثل همیشه تکرار میکنم ، با آنها مهربان باشید، خیلی موثر و کارساز است.

[i] https://www.who.int/news-room/fact-sheets/detail/adolescent-mental-health

بلوغ

بنام خدا

بلوغ مرحله‌ ای مهم از زندگی همه انسانهاست، دوران گذر از کودکی و رسیدن به بزرگسالی ، شاید تعریف بلوغ از دیدگاه زیست‌شناسی ساده تر باشد؛ «فرد بالغ توانایی تولید مثل دارد!» اما هنگامی که در مورد بلوغ صحبت میکنیم دامنه موضوع به  بلوغ جسمی، بلوغ جنسی، بلوغ روانی، بلوغ شرعی و … گسترش پیدا میکند. من در این مقاله قصد دارم در مورد بلوغ و تغییرات رفتاری و روانی مطالبی را بیان کنم.

بلوغ روانی، نوعی تکامل در اندیشه و رفتار انسان است که قدرت تشخیص دقیق تر، رفتار خردمندانه‌تر و توانایی پذیرش مسئولیت های اجتماعی را در انسان به وجود می‌آورد، این مرحله معمولا دیرتر از از بلوغ جسمی آغاز میشود و متاسفانه کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

دوره بلوغ همواره سرشار از تنش های عاطفی و روانی است . چرا که نوجوان باید از دوران کودکی خود جدا شده و وارد دوران پرمسئولیت و سرنوشت ساز بزرگسالی با تمام هیجانات، سختی ها و مسئولیت های یک بزرگسال شود .

از جمله مهم ترین تغییرات در شرایط روحی، روانی و عاطفی در دوران بلوغ می توان به موارد زیر اشاره کرد .

رشد ذهنی و عقلی:

نوجوانان به مرور می آموزند که در هر موردی چگونه اطلاعات جمع آوری کنند، اطلاعات را طبقه بندی کنند، استدلال کنند و تصمیم بگیرند.

تغییرات در احساسات عاطفی:

  • افسردگی: در دوران بلوغ معمولاً فرزندانمان دچار افسردگی میشوند ، موضوعاتی مانند تغییرات ناخوشایند در ظاهر (مثلاً جوش روی صورت!) عدم موفقیت در ارتباطات اجتماعی ، ناراحتی و تاسف از رفتار خودشان با والدین و دوستان و … باعث ایجاد حس افسردگی در آنها میشود.
  • پرخاشگری و خشم: نوجوانان در دوره به واسطه تغییرات هورمونی، رفتارهای اطرافیان و خصوصاً والدین با آنها، سلب استقلال و آرامش آنها توسط دیگران، تبیض در رفتار و… پرخاشگر و عصبی میشوند.
  • مسایل عاطفی و احساسی: در دوران بلوغ، نوجوانان بگونه ای غیر قابل پیش بینی و گاه متضاد، احساسات و عواطف خود را بروز میدهند ، بقول مرحوم پدر «حال نوجوان مثل هوای بهار است، لحظه‌ای غرّان مثل رعد و چند دقیقه بعد گریان مثل ابر بهاری! »
  • اضطراب: نوجوانان در این دوره به واسطه تغییرات جسمی و هورمونی و شرایط دوران گذر از کودکی به بزرگسالی، دچار اضطراب و نگرانی های فراوان میشوند، ترس از تنها ماندن، فقدان عزیزان، ناکامی در تحصیلات، رفتن به سربازی، از دست دادن دوستان و… آنان را مضطرب و نگران میکند.

تغییرات در رفتار اجتماعی:

نوجوانان در این مرحله از زندگی سعی میکنند ارتباطات اجتماعی خود را گسترش دهند، تشکیل گروههای همسالان (بقول خودشان اکیپ)، شرکت در فعالیتهای اجتماعی گروهی (کوهنوردی، بازی های گروهی و…) ، کسب مهارت در کارهای جمعی، تلاش برای کسب محبوبیت و مورد توجه بودن و گرایش به ارتباط با جنس مخالف

علاقه به معنویات و افزایش اعتقادات دینی:

نوجوانان در این مرحله از زندگی، معمولاً به متافیزیک، معنویات و… علاقمند میشوند، پسرانی که هیئتی میشوند، دخترانی که چادری میشوند، علاقمندان به عرفان و صوفیگری و …

 

اما همه اینها مقدمه بود و برای یادآوری گفته شد،؛ اصل موضوع این است که والدین چه وظیفه‌ای در این دوران گذار برعهده دارند. علیرغم وجود بحران های دوران نوجوانی، مشکلات زیاد نوجوانان در این دوران و اهمیت فراوان این دوران در آینده فرزندانمان، اتفاقآ 80درصد مشکلات با گفتگو حل میشوند.

در مورد گفتگو دوهفته پیش مطلبی نوشتم ، به آن متن باید چند نکته را اضافه کنم :

  1. سعی کنیم با آنها دوست باشیم ، دوست یعنی کسی که با او راحت حرف میزنیم، از بیان حقایق به او نمیترسیم، به او دروغ نمیگوییم، میدانیم خیرخواه ما است و با او مشورت میکنیم.
  2. به موقع با او حرف بزنیم ، او باید قبل از بلوغ با این دوران و مسائل آن آشنا شود.
  3. فرزندانمان همواره نیازمند حمایت ما هستند، این حمایت در هر دوره از زندگی آنها به گونه‌ای است، در دوران نوجوانی آنها نیازمند حمایت عاطفی هستند به آنها بگویید که زیبا هستند، حتماً ثمره تلاش آنها موفقیت است، شما هم این دوران را پشت سر گذاشته اید، آینده آنچنان که آنها تصور میکنند هول انگیز و تاریک نیست و مهمتر اینکه در روزهای سخت در کنار آنها هستید.
  4. در مقابل رفتار پرخاشگرایانه و عصبی آنها، با آرامش و صبوری با آنها رفتار کنیم، بیاد داشته باشیم بعد از غرش رعد، بارش باران در راه است و همچنین یادمان باشد آنها در دوران بلوغ هستند و ما چون تشخیص دادیم که بالغ شده ایم، ازدواج کردیم و واسطه آمدن آنها به این دنیا شدیم.
  5. سعی کنیم بدون اینکه حساسیت آنها را تحریک کنیم در مورد دوستانش، اکیپ شان! و… اطلاعات کسب کنید.
  6. افراد در دوران بلوغ و حتی در تمام زندگی نیازمند خلوت کردن با خودشان هستند، به خلوت او احترام بگذارید، اگر او چند دقیقه تنها در اتاقش بود و کاری نمیکرد، نگویید چرا بیکار نشسته‌ای؟ چرا درس نمیخونی؟ با خواهرت بازی کن و …. ( این موضوع در دوران همه گیری کرونا خیلی شدت گرفته است و کودکان تقریباً ، فقط در دستشویی و حمام چند دقیقه‌ای تنها هستند!)
  7. تمایل کودکان به مسائل متافیزیکی، معنوی و دینی معمولاٌ در دوران بلوغ افزایش پیدا میکند، با آنها صحبت کنید و آنها را راهنمایی کنید.
  8. نوجوانان در دوران بلوغ و نوجوانی معمولاً به واسطه تشویق و همراهی گروه همسالان و یا خودنمایی، به سمت رفتارهای نامناسب و خلاف عرف و اخلاق و… کشیده میشوند، رفتارهای مانند استعمال سیگار و قلیان، ولگردی، متلک گویی و.. بهترین روش برای اینکه فرزندانمان گرفتار چنین موضوعاتی نشوند، پیشگیری است، باید قبل از اینکه آنها در چنین شرایطی قرار بگیرند با آنها صحبت کنیم، مقتضی سن و شرایط آنها این است که دوست دارند دیگران را تحت تاثیر قرار دهند و خود را نشان دهند! پس باید به آنها یاد بدهیم که چرا این موضوعات ناراحت کننده و بد است و چگونه خود را خاص، مهم، دوست داشتنی و… نشان دهند. این کار کمی سخت است و فرد با فرد متفاوت ، اینکار نیازمند هم فکری و مشورت شما با آنهاست. اما این حق را به آنها بدهید که خودنمایی کنند. (به یاد دارم وقتی 16 ساله بودم جلد اول فیزیک هالیدی را خریده بودم و همه جا همراهم میبردم! تا همه فکر کنند دانشجو هستم!)
  9. باید بپذیریم فضای مجازی بر زندگی امروزه ما مسلط شده است، خصوصاً که با همه گیری ویروس کرونا، آموزش رسمی هم در بستر فضای مجازی ارائه میشود. فرزندانمان از طلوع صبح با گوشی هوشمند و تبلت همراهند و منبع عظیم اطلاعات خوب و بد (اینترنت) ، مشغول سرویس دهی به آنها! ، عبور سالم و ایمن از این شرایط، هوشیاری و تلاش مضاعف ما را میطلبد. آموزش و گفتگو ، باید به آنها بیاموزیم که چگونه از این فضا و شرایط به بهترین نوع بهره مند شویم.

 

با محبت باشید، خیلی از مشکلات با محبت حل میشود

رفتار با کودکان در دوران کرونا

بنام خدا

این هفته در مورد گفتار و رفتار ما با فرزندانمان، در زمان همه‌گیری ویروس کرونا، مطالبی را بیان خواهم کرد؛

  • با کودکان صحبت کنید، کودکان حتی اگر بیان نکند ، نگران هستند آنها در تمام روز از کرونا میشنوند ، بنابراین بهترین کار این است که ما، خودمان منبع سطح یک ارسال پیام باشیم ، با آنها صحبت کنید و این اطمینان خاطر را در آنها ایجاد کنید که برای مقابله با این شرایط آماده هستید و به تمام جوانب کار توجه دارید.
  • شما تکیه گاه فرزندانتان هستید و آنها به شدت نگران سلامتی شما هستند پس هم در کلام و هم با رفتارتان، به کودکان خود اطمینان خاطر بدهید که مراقب خودتان هستید.
  • با توجه به شرایط همه‌گیری کرونا، درمورد کارهایی که مجبور هستند ، انجام دهند با آنها صحبت کنید و در انجام این کارها یاریشان کنید. مثلاً حضور در کلاسهای آنلاین موضوعی جدید است که قبلاً آموزشی در مورد آن ندیده‌اند، آنها برای ادامه درس و زندگی در شرایط جدید، نیاز به کمک ما دارند.
  • به آنها الزامات بیرون رفتن در شرایط خاص فعلی را بیاموزید، روش استفاده از ماسک، شیلد، استفاده از مواد ضدعفونی کننده، رعایت فاصله اجتماعی و….
  • حتی اگر قرار نیست از خانه خارج شوند، برای آنها تجهیزات و وسایل حفاظتی همچون ماسک، شیلد ، محلول ضدعفونی کننده و… را تامین کنید، این کار علاوه براینکه باعث قوت قلب آنها میشود، اگر در شرایطی خاص مجبور به ترک منزل شدند، باعث میشود آمادگی لازم را داشته باشند.
  • بپذیریم، طبیعی است که آنها نگران باشند، سعی کنیم با تدبیر، این نگرانی را مدیریت کنیم و از این حس به عنوان انگیزه آموختن نکات بهداشتی، همکاری در شرایط سخت و… استفاده کنیم.
  • مجدد تاکید میکنم، به آنها حقایق را بگویید، واضح ، صادقانه و البته در سطح درک کودک، بهتر است آنها همه آنچه را که باید بدانند بطور درست و واضح از شما کسب کنند تا بصورت ناقص و غلط همراه با شایعات از شبکه های اجتماعی و دیگران.
  • زمان کافی را برای گوش دادن به صحبتهای آنها اختصاص دهید، معمولاً کودکان در شرایطی که مضطرب هستند، با صحبت کردن آرامش پیدا میکنند.
  • از دادن حجم زیادی از اطلاعات غیرضروری به آنها، اجتناب کنید، اینکار باعث وحشت و اضطراب مضاعف در آنها میشود.
  • با توجه به شرایط موجود، کودکان امکان بیرون رفتن از خانه را ندارند، بنابراین برای آنها وسایل سرگرمی های درون خانه را فراهم کنید، بازی های فکری، مطالعه، دیدن فیلم یا انیمیشن و…
  • کودکان نیازمند ارتباطات اجتماعی و عاطفی هستند، با استفاده از رسانه‌های مجازی امکان ارتباط آنها با دوستان و عزیزانشان (مثلاً والدین شما) را فراهم کنید، این کار برای بهبود شرایط روحی همه ما موثر است.
  • حفظ آرامش؛ آرامش مانند سایر احساسات (غم، ترس و …)، از فرد، به اطرافیان تسری پیدا میکند، پس آرامش را در وجود خود و دیگران جاری و ساری کنیم.
  • علیرغم خطرات فراوان، خوشبختانه بیشتر کودکانی که به این ویروس آلوده میشوند ، بصورت خفیف بیمار میشوند. اما باید بدانیم که کودکان ناقل بیماری هستند.

با آرزوی سلامتی و آرامش برای همه مردم جهان

 

 

 

 

گفتگو

بنام خدا

در روزهای گذشته چند نفر از دوستان بزرگوار که مطالب قبلی بنده را مطالعه فرموده بودند، مسائلی را مطرح کردند در مورد اینکه وقتی در نوشته‌های سایت به موضوع صحبت کردن با کودکان، گفتگوی خلاقانه، سوال و… پرداخته میشود و آنها سعی میکنند با همسر و فرزندان درمورد موضوعات گفتگو کنند، در اغلب مواقع گفتگو به مشاجره، قهر یا کدورت ختم میشود!

بنابراین امروز قصد دارم در مورد گفتگو کردن مطالبی را بیان کنم. موضوعاتی مانند چهارچوب گفتگو، مفهوم تفاهم، نقش فضای مجازی و البته معضلات آن

در مورد چهارچوب گفتگو باید بپذیریم که رعایت ادب، صداقت، اخلاق و منطق، چهارچوب نظری گفتگو را تشکیل می دهند. در حوزه عمل، باید نخست یاد بگیریم که به صحبت های طرف مقابل گوش بدهیم (گوش دادن فعلی ارادی است و متفاوت با شنیدن!)، وقتی به صحبت های افراد گوش میدهیم یعنی میفهمیم چه میگویند و اگر متوجه منظور افراد نشدیم، سوال میکنیم. در خیلی از مواردی که ما با دیگران به اختلاف نظر میرسیم دلیل آن این است که صحبت های آنها را متوجه نمیشویم و حرف آنها را نمیفهمیم، موضوعی که مولانا به زیبایی آن را بیان میکند:  (خلاصه) چهار مرد فقیر با زبانهای مختلف با هم همسفره بودند، رهگذری به آنها سکه ای داد، مرد ایرانی گفت برای ناهار انگور بخریم، عرب زبان گفت خیر! عنب بخریم! رفیق ترک زبان مخالف بود و اُزم میخواست و رومی میگفت الان وقت خوردن استافیل است! اختلاف به نزاع کشید، فردی فرهیخته از آنجا می‌گذشت، موضوع را جویا شد! و به آنها فهماند که هرچهار نفر یک چیز میخواهند، اما زبان هم را نمیفهمند!

موضوع دوم کلمه‌ای پرکاربرد است که متاسفانه عده کمی معنی آن را میدانند! «تفاهم». تفاهم بر وزن تفاعل و معنی دقیق و صحیح آن این است : یکدیگر را فهمیدن! نه تصدیق کردن است و نه قبول. یکدیگر را فهمیدن. ما باید یاد بگیریم در چهارچوبهای گفتگو با هم صحبت کنیم و تلاش کنیم با هم به تفاهم برسیم (حرف هم را بفهمیم) . پس باید هرکدام از طرفین حرف خود را کامل بیان کنند، خوب گوش بدهیم، موضوعاتی که روشن نیست، سوال کنیم و هدف گوینده را درک کنیم. بعد از اینکه به تفاهم رسیدیم ، یعنی متوجه شدیم او چه میگوید و چه میخواهیم، در این مرحله میتوانیم برای اقناع طرف مقابل یا اثبات حقانیت نظریه خود دلیل بیاوریم، تحقیق کنیم، با افراد خبره مشورت کنیم و…

برای درک بهتر موضوع یک مثال واقعی بزنم، چند شب پیش در حال خواندن داستانی از شیخ عطار نیشابوری، بنام «علاج گدایی» از کتاب قصه‌های خوب برای بچه های خوب، برای فرزندانم، بودم. داستان بجایی رسیده بود که نقش اول داستان که قبلاً شاگرد «آهنگر» بود، مجبور به گدایی شده بود، در شهر نیشابور که گدایی در آن ممنوع شده بود خسته و گرسنه بود و …

ناگهان پسر کوچکم گفت : ” خوب آهنگ میزد و از مردم پول میگرفت”

دخترم به او پاسخ داد: ” اون که بلد نبود آهنگ بزند ”

و پسرم گفت : ” بابا مگه خودت نگفتی شاگرد «آهنگر» بوده؟ کارگر یعنی کسی که کار میکنه و آهنگر هم یعنی کسی که آهنگ میزنه!”

برای علی آقا توضیح دادم که آهنگر چه کاری انجام میدهد و…

ما بزرگترها هم به کرّات دچار این سوء برداشتها میشویم.

اما یکی از مشکلات مهم در حوزه گفتگو، مساله استفاده افراد از رسانه های مجازی برای گفتگو است! رسانه های مجازی نه تنها مناسب گفتگو نیستند بلکه تاثیر فضای مجازی به شدت باعث ضعف ما در حوزه گفتگوهای واقعی شده است، اجمالاً چند مورد را ذکر میکنم:

1-راست نگفتن و بدتر از آن، دروغ گفتن در فضای مجازی رایج‌تر و راحت تر است. اما در گفتگوهای رودررو هم رواج دروغ کمتر است و هم امکان آن.

2- در فضای مجازی بی ادبی و عدم رعایت شئونات قبح خود را از دست داده است و افراد با وقاحت بیشتری نسبت به گفتگوهای عادی، در این فضا گفتگو می کنند.

3- در فضای مجازی ویرایش و حذف نوشته‌ها خیلی مرسوم است، اما در عالم واقع ما قبل از ادای جمله باید دقت کنیم و وقتی بیان شد دیگر تمام.

4- یکی از موضوعات مهم در ارتباطات مجازی، امکان قطع ارتباط در لحظه، بدون تبعات جدی است. در فضای واقعی نمی توانیم به راحتی ارتباط را مختل کنیم اگر کسی از شما سوالی بپرسد یا باید پاسخ بدهید یا سکوت ! اما در فضای مجازی صدها دلیل فنی برای عدم پاسخگویی فوری، در اختیار دارید؛ اینترنت قطع شد، شارژ تمام شد، گوشیم هنگ کرد و…

بنابراین باید بدانیم اولاً این برنامه‌ها وسیله گفتگو نیستند مثلاً برنامه پیام رسان هستند (messenger) یا برنامه اشتراک عکس، پس اصلاً وسیله مناسبی برای گفتگو نیستند. ثانیاً استفاده از آنها حتماً باید کنترل شده باشد و همچنین سعی کنیم در هنگام استفاده از آنها هم خود را مقید به رعایت ادب و اخلاق بدانیم.

در جمع بندی موضوع باید معروض دارم که شایسته است با صبر و شکیبایی و براساس ادب و اخلاق، رو در روی هم، با مهربانی و با حسن نیت برای حل مشکلات خود و فرزندانمان با هم گفتگو کنیم. مثل هرکار دیگر، با تمرین، روز به روز پیشرفت خواهیم کرد.

*** اما نکته ای به شدت ناراحت کننده و متاثر کننده در مورد فضای مجازی در این روزهای سخت؛

در استفاده فرزندانمان از رسانه های مجازی دقت و یا شاید بهتر است بگویم تجدیدنظر کنیم!! من فردی تکنولوژی گریز technophobia)) نیستم اما اصلاً چالشهایی چنین خوف‌انگیز (آخرین آن درآوردن شلوار والدین مقابل دوربین زنده !) را نمیتوانم تحمل کنم!!

چه بلایی برسر ما آمده است که لباس مادرمان را جلوی چشم دیگران در می‌آوریم! چطور دلمان می آید شلوار پدربزرگ عصا در دستمان را از پایش در بیاوریم  در حالیکه او مستاصل به دوربین نگاه میکند، که اگر عصا را رها کند، سقوط میکند و …. یاد دارم که وقتی چالش گوش دادن به ترانه‌های بی ادبانه یک نفر (اکراه دارم از نام خواننده آوردن برای او) در کنار پدر و مادر و پخش آن در فضای مجازی مطرح شده بود به اطرافیان گفتم همین افراد چند سال دیگه مادرشان را عریان میکنند و بقول خودشان share to all میکنند، خیلی ها خندیدند و بعضی مرا فناتیک (متعصب در دین و مذهب) دانستند. ناراحتم از اینکه پیش بینی من درست درآمد، به سال نرسید ظرف چند ماه به این مرحله رسیدیم.

خیلی مراقب باشید.! پیشگویی نمیکنم ، مطمئن هستم. این اول فاجعه است.

 

نقاشی و خلاقیت

در ادامه بحث خلاقیت و هنر، امروز به نقاشی (یکی از شاخه های هنر سوم) خواهم پرداخت. اکثر کودکان از سنین پایین، به کشیدن نقاشی علاقمندند ؛ ولی هدف ما در این فعالیت، آموزش نقاشی نیست، برای آموزش نقاشی، در صورت علاقه کودک به این هنر، باید از معلم نقاشی کمک گرفت.

هدف ما شکوفایی و رشد خلاقیت فرزندمان است و همچنین هدف مهمتر ما اینست که از نقاشی او، به رویاها، عواطف درونی، نگرش او به جهان، علاقمندی‌ها‌، نقش‌های که دوست دارد در زندگی ایفاء کند، آنچه او را آزار میدهد و… پی ببریم .

پیشتر در موضوع خلاقیت به این موضوع اشاره کردیم که در اجرای این نوع فعالیتها، بزرگترها نباید دخالت نمایند، با دخالت بزرگترها، دیگر نمی‌توانیم انتظار بروز خلاقیت در کودکان را داشته باشیم. کودک با انتخاب موضوع نقاشی، اجزاء درون کادر، نسبت اجزا ، انتخاب رنگ، کیفیت رنگ آمیزی و… به طور غیر مستقیم با ما حرف میزند. توجه داشته باشید محدود کردن کودک به رنگ کردن تصاویر کتاب‌های رنگ‌آمیزی، نمی‌تواند وسیله‌ای مناسب برای رشد خلاقیت و بروز  احساسات و عواطف او باشد.

بزرگترها با رنگ آمیزی قصد افزایش جلوه بصری نقوش را دارند، اما کودکان قصد دارند به دیگران تفهیم کنند که چه موضوعی برایشان اهمیت بیشتری دارد.

به یاد داشته باشید در نقاشی خلاقانه از او نخواهید تا تغییری در نقاشی ایجاد کند یا بهتر رنگ آمیزی کند (در فعالیت‌های رسمی مهد کودک و مدرسه این موضوعات لحاظ می‌شود). اگر او خورشید را کشیده ولی خوب رنگ نکرده است شاید منظورش این است که نور خورشید را دوست دارد اما از گرمای زیاد آن ، ناراحت است.

یکی دیگر از روشهای خلاقانه، ترسیم داستان است، در این روش داستانی را برای کودکان بازگو میکنیم و بعد از خاتمه روایت داستان، از او میخواهیم آنرا ترسیم کند. این روش به تخیل کودک کمک کرده و تمرکز و دقت او را افزایش می‌دهد، او یاد میگیرد با دقت و تمرکز داستان را گوش کرده و آن را به خاطر سپرده و سپس ترسیم کند.

این فعالیت به روش جالب دیگری هم انجام میشود؛ نقاشی با چشمان بسته، این روش هم سرگرم کننده تر است و همچنین باعث تقویت قوه تخیل، افزایش تمرکز، تمرین نظم و کنترل بیشتر حرکات دست میگردد. معمولا روش آن بدینگونه است که اول وسایل نقاشی در اختیار کودک قرار میگیرد و او آنها را به نحوی که بتواند با چشمان بسته محل و نوع وسیله را تشخیص دهد ، می‌چیند.

بعد چشمان کودک را می بندیم و موضوع نقاشی را به او می گوییم، مثلاً یک مزرعه و کلبه ای در کنار آن ، البته اوایل کار بهتر است یک موضوع ساده را انتخاب کنیم، مثلاً یک خانه، به مرور که تجربه‌ی کودک بیشتر شد تمرینهای پیچیده‌تری انجام می‌دهیم.  کودک به مرور یاد میگیرد که بهتر است مداد را کمتر از روی کاغذ بلند کند، کشیدن یک کلبه با خطوط بهم پیوسته، نتیجه بهتری نسبت به طراحی منفصل اجزا دارد. یاد می‌گیرد بهتر است که وقتی مداد را از کاغذ جدا میکند دستش را روی آخرین نقطه‌ای که طراحی کرده قرار دهد. یاد میگیرد هر مدادی را که برداشت دوباره سرجای خودش قرار دهد تا بتواند ترتیب رنگها را حفظ کند.

مساله مهم دیگر اینکه وقتی کودک تصویری را خلق می کند، صحبت کردن با او درباره موضوع نقاشی، اجزاء، رنگها و… بسیار مهم است و مهمتر اینکه، همانگونه که ما از کسی که آشپز قابلی است سوال می‌کنیم: چرا مربای ما خوش‌رنگ نمیشود؟ چرا ترشی من کپک زد؟ و…؛ آیا برای تفسیر رفتار فرزندمان، تحلیل نقاشی او، پاسخ‌های  عجیب او به سوالات خلاقانه ما و … از متخصصین، مشورت می‌گیریم؟

در بررسیهای کارشناسانه حقایق مهمی کشف می‌شود؛ کودکی که در نقاشی مادرش را با دستهایی خیلی کوتاه کشیده بود در مشاوره متوجه شدیم که معمولا توسط مادرش تنبیه بدنی می‌شده است یا کودکی که برای پدرش دهان نکشیده بود، پدری پرخاشگر داشت! به یاد دارم کودکی که کمد لباس را جوری کشیده بود که درب آن از ارتفاع قد او بالاتر باز می‌شد، وقتی صورت کودک را دیدم جای چند زخم روی آن بود و معلوم شد وقتی درب کمد باز بوده به صورت او برخورد کرده است!