دوم خرداد و انتقال قدرت

بنام خدا

دوم خرداد حقیقتاً روزی خاص در تاریخ ایران است. از این روز ماندگار، ۲۰ سال گذشته است. در این سالها از جنبه‌های مختلف به این رویداد پرداخته شده است؛ اما یکی از جهاتی که توجه کمی به آن شده است ، مساله انتقال قدرت اجرایی در آن زمان است.

در علوم سیاسی تعاریف مختلفی از “سیاست” ارائه می‌شود. یکی از این تعاریف عبارتست از : «سیاست علم بدست آوردن، حفظ و انتقال قدرت است» و این انتقال قدرت توسط بالاترین مقام اجرایی کشور، تا سال 76 در کشور ما انتقال نیفتاده بود.

پس از پیروزی انقلاب در تاریخ 15 بهمن ماه سال 58 ، ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران انتخاب گردید ، اما او در تاریخ 31 خردادماه سال 60 ، توسط مجلس شورای اسلامی بدلیل عدم کفایت سیاسی ، از ریاست جمهوری برکنار گردید!

دومین رئیس جمهور ، مرحوم محمد علی رجایی بودند که تنها پس از 28 روز از آغاز ریاست جمهوری خود، در بمب‌گذاری دفتر نخست وزیری، به شهادت رسیدند.!

پس از ایشان در تاریخ 17 مهرماه سال 60، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، به عنوان رئیس جمهور انتخاب گردید. ایشان چهارسال بعد برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور، انتخاب شدند. با فوت امام خمینی (ره) در خرداد ماه سال 68 ، آیت‌الله خامنه‌ای از سوی فقهای مجلس خبرگان رهبری، به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، به مقامی بالاتر از رئیس جمهور منصوب گردیدند.

در مرداد ماه سال 68 مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با انتخاب مردم شریف ایران، به عنوان چهارمین رئیس جمهور ، انتخاب شدند. ایشان در سال  72 برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند.

 اما از سال 73 بحث تغییر قانون اساسی برای تمدید دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی، توسط عطااله مهاجرانی « معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور» مطرح شد. در این مقطع حزب کارگزاران سازندگی نیز، تمدید دوره‌ی ریاست‌جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی را خواست مردم بیان میکرد.

بحث درباره این موضوع از سوی افراد، احزاب و … همچنان ادامه داشت، برای نمونه، روزنامه‌ی سلام در ۲۹ شهریور سال ۱۳۷۵ نوشت:

«روز گذشته در راهروی مجلس این طور شایعه شد که تعدادی از نمایندگان، که اکثریت قریب به اتفاق آنها را طرفداران کارگزاران تشکیل می‌دهند، در صدد تهیه‌ی یک طومار به حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی و درخواست تمدید دوره‌ی ریاست‌جمهوری هستند.»

یا در سفری که مرحوم هاشمی در شهریورماه ۱۳۷۵ به اصفهان داشتند آیت الله طاهری اصفهانی امام جمعه وقت اصفهان پیش از سخنرانی‌ هاشمی در جمع مردم اصفهان فرمودند:

«اگر ما در مجلس خبرگان می‌دانستیم شخصیتی مانند جنابعالی (خطاب به آقای هاشمی) عهده‌دار منصب ریاست‌جمهوری خواهید بود، هرگز محدودیتی را در انتخاب این مسئولیت تصویب نمی‌کردیم.»

فردای آن روز روزنامه «سلام» به مدیرمسئولی موسوی خوئینی ها از دعوت عبدالله نوری از مردم برای جلوگیری از کنار رفتن هاشمی خبر داد.

«مصلحت نظام اسلامی و منافع کشور ایجاب می­کند تا دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی برای بار سوم تمدید شود… بنده معتقدم نباید با استناد به منع قانون اساسی در مورد تمدید دوره ریاست‌جمهوری آقای رفسنجانی دست­ های خود را ببندیم. از مردم می خواهم که به عنوان یک وظیفه و برای قدردانی از آقای هاشمی و استمرار برنامه­ های سازندگی و توسعه کشور نگذارند که وی کنار برود.[1]

اواخر شهریور ماه، حسن روحانی نایب رئیس مجلس پنجم نیز به جمع حامیان مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی پیوست. وی در ۲۹ شهریور ماه در جمع مردم سرخه سمنان گفت:

«قانون اساسی نوکر نظام است و ارزش قانون اساسی آرای مردم است… انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی‌گنجید.[2]

البته این موضوع مخالفانی هم داشت مانند حجت الاسلام ناطق نوری رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، ایشان این موضوع را توهین به مردم توصیف نمود:

«من با این کار مخالفم. تغییر قانون اساسی به معنای این است که نیروی دیگری در کشور وجود ندارد و این توهین به مردم است و این یک ضایعه است. قانون اساسی کشور به هر مناسبتی نباید تغییر کند و اگر به هر بهانه­ای بخواهیم قانون اساسی را زیر سوال ببریم به معنی سست کردن قانون اساسی است» [3]

سرانجام مقام معظم رهبری در این زمینه موضع گیری کردند:

«رئیس‌جمهوری محترم، حقاً و انصافاً عمر و زندگی خود را چه پیش از انقلاب و چه بعد از آن وقف اسلام کرده و در تمامی مسئولیت های سنگینی که تاکنون برعهده داشته، منشاء خدمات بزرگ و ارزنده‌ای بوده‌اند و بی‌تردید بعد از پایان دوره ریاست‌جمهوری نیز در مسئولیت های بزرگ دیگری که برعهده می‌گیرند وجود ایشان برای نظام اسلامی و انقلاب و کشور بسیار نافع و ارزشمند خواهد بود.» [4]

روز ۲۳ دی مجمع روحانیون مبارز نام سید محمد خاتمی، را به عنوان کاندیدای خود اعلام کرد و در ۱۳ بهمن این حضور با اعلام رسمی قطعیت پیدا کرد. بسیاری از مردم بر این باور بودند که محمد خاتمی برنده این انتخابات نیست. در نیمه دوم اسفند برخی اعضای حزب کارگزاران سازندگی نیز به جمع حامیان محمد خاتمی پیوستند. یکی از موضوعات خاصی که محمد خاتمی در مناظره تلویزیونی مطرح کرد این بود که در پاسخ به سؤال امکان رابطه ایران و آمریکا گفت، رابطه با این کشور منوط به سه شرط «عزت، مصلحت و حکمت» است. همین امر باعث شد گروهی دیگر از اندیشمندان و روشنفکران جامعه به حمایت از محمد خاتمی جلب شود. حزب کارگزاران نیز در فروردین سال 76 ، حمایت رسمی خود را از خاتمی اعلام می‌کند.

به مرور جوانان، اهل هنر و خصوصاٌ افرادی که با صندوق‌های رای قهر کرده بودند، تصمیم گرفتند از خاتمی حمایت کنند. به موازات قدرت یافتن این مجموعه، در مقابل، نیروهای رسمی حکومتی تازه فهمیدند باید تلاش کنند. مهم‌ترین کاری که کردند، ایجاد اتحاد کامل در بین روحانیون بود. همه ائمه جمعه، جز دو یا سه نفر. همه نهادهای حکومتی، همه شخصیت‌های سیاسی پشت آقای ناطق‌نوری آمدند. تلویزیون هم پشتوانه آنان بود. حتی شورای نگهبان اسامی کاندیداها را به ترتیب الفبا منتشر نکرد و اسم آقای ناطق نوری را لیست نصب شده در شعب اخذ رای قبل از خاتمی نوشتند.

اما در نهایت نتیجه انتخابات دوم خرداد با بیست میلیون رای به نفع حجت‌الاسلام خاتمی، رقم خورد.

و علیرغم همه مخالفت‌ها و  کارشکنی‌ها، برای نخستین بار، انتقال قدرت توسط «بالاترین مقام اجرایی کشور»  صورت پذیرفت و رئیس جمهور قبلی صندلی خود را به جانشین خود تحویل داد و قدرت را واگذار کرد.

 

                                                                             علیرضا سمنانی – دوم خرداد 96

 


[1] روزنامه سلام 8/6/75

[2] هفته‌نامه ارزشها، شماره اول، صفحه3

[3] روزنامه سلام 12/6/75

[4] کیهان هوایی، ۳۱/6/۷۵

نخبگان و اهمیت استفاده از آنها در مدیریت بحران

مقدمه:

 نخبگان بخش برگزیده‌ای از جامعه هستند که از نظر قابلیت‌ها یا توانایی‌ها، برتر از بقیه جامعه قرار می‌گیرند. در جامعه‌شناسی و فلسفه سیاسی نخبه به گروه کوچکی از مردم گفته می‌شود که با قرار گرفتن در رأس «هرم منزلت اجتماعی» و «امتیازات»، کنترل سهم بزرگی از قدرت سیاسی و یا ثروت را در اختیار دارند

نخبگان هر گروه، جایگاه والای دیگر نخبگان را در جامعه به رسمیت می‌شناسند. «به عنوان یک اصل، آنها یکدیگر را می‌پذیرند، یکدیگر را درک می‌کنند، با یکدیگر ازدواج می‌کنند و حتی اگر همراه با یکدیگر هم نباشد، مانند یکدیگر فکر و کار می‌کنند.»

 اهمیت استفاده از نخبگان

برای روشن شدن موضوع به مثال زیر توجه فرمایید:

در امتحانات رایج ما سنجش را بصورت موازی انجام میدهیم یعنی در امتحان شیمی مثلا 10 سوال 2 نمره ای مطرح میشود و  اگر دانش‌آموز به یک سوال پاسخ ندهد نمره او 18 میشود و 90% امتیاز را کسب کرده است، اما در یک عملیات اطفاء حریق مسائل بصورت سری بررسی می‌شوند مثلاً اگر 10 اِلمان مهم زیر را برای عملیات موفق داشته باشیم مانند:

1-    رسیدن به محل وقوع حریق در زمانی کمتر از دو دقیقه

2-    قطع جریان گاز

3-    قطع جریان برق

4-    شناسایی نوع ماده مشتعل شده (منشاء حریق)

5-    تعیین ماده خاموش کننده مناسب با توجه به منشاء حریق

6-    بررسی حجم آتش

7-    تعیین محل استقرار خودروهای آتش‌نشانی

8-    تعیین محل استقرار آتش‌نشان‌ها

9-    بررسی مقاوم بودن سازه در حال سوختن

10-   بررسی وضعیت ساختمان‌های نزدیک محل حریق جهت جلوگیری از گسترش دامنه حریق

اگر فرمانده عملیات، فقط در تشخیص صحیح  یک مورد، مثلاً آیتم 4 (شناسایی نوع ماده مشتعل شده) اشتباه کند و درحالیکه ماده مشتعل شده «بنزین» است، تصور کند که آتش از سوختن چوب ایجاد شده است !! ، به طبع آن در تعیین ماده خاموش‌کننده مناسب برای اطفاء حریق هم اشتباه میکند،  با آب به جنگ آتش می‌رود، آتش گسترش پیدا میکند، آتش‌نشانها دچار مصدومیت شدید میشوند، خودرو ها هم آسیب میبیند، سازه هم سست شده و ………..

در بررسی موضوع فوق با محاسبات ریاضی اگر فرمانده‌ی عملیاتی را در نظر بگیریم که درصد خبرگی او در این مهارت (علمی یا عملی) و در مدیریت این مساله برابر 95 درصد باشد و فرماندهی دیگر با مهارت 75 درصد، و همچنین جواب ده سوال بالا را بصورت (درست/اشتباه) در نظر بگیریم، شانس هرکدام در پاسخ درست به تمام سوالات فوق 95% و 75% است و درصد موفقیت کل پروژه در دوحالت برابر است با :

شانس موفقیت فرمانده با خبرگی 95%                     60% ۱۰(95/0)

و شانس موفقیت فرمانده با خبرگی75%:                      6% ۱۰(75/0)

به عبارت دیگر علیرغم اینکه درصد خبرگی این دونفر فقط 20% با هم فرق دارد و در آزمون با مراحل موازی، هر دو موفق هستند، در این آزمون سری، شانس موفقیت فرد «نخبه» 10 برابر فرد «عادی» می باشد. (این عدد به تعداد مراحل «سری» در پروژه بستگی دارد.)

اما با دقت در موضوعات حادث شده در اطراف خود به راحتی درک میکنیم که استفاده از افراد خبره در موقعیت‌های حساس و خاص مورد توجه کافی نبوده و بواسطه ضعف‌های مدیریتی و اجرایی همواره آسیب‌پذیری ما در حوادث مشابه بسیار بیش از کشورهای توسعه یافته است. چرا که در این حوادث بواسطه نیاز به تصمیم‌گیری و عملیات بصورت سریالی و توجه کافی به جمیع جهات، بیش از عناصر سخت افزاری نیازمند نخبگان و خردگرایی و هوش آنها هستیم و عدم دقت کافی در بکارگیری افراد خبره، موجب بروز مشکلاتی بزرگ و قطعاً جبران ناپذیر خواهد شد.

پوپولیست ها به میدان آمده اند/ بچه هایمان در خطر هستند؛ از ماجرای آرژانتین عبرت بگیریم

عصر ایران؛ جعفر محمدی

تجربه تاریخی نشان داده است کشورهایی که در دام پوپولیست ها افتاده اند، به ازای هر سال حکومت آنها، سالیان متمادی از قافله توسعه عقب مانده اند.

بعد از جنگ جهانی دوم، آرژانتین کشوری متمول و پیشرو تلقی می شد.در آن سالها آرژانتین بعد از استرالیا، بریتانیا و آمریکا ثروتمندترین کشور جهان بود و جایگاهی برتر از فرانسه، آلمان و ایتالیا، ژاپن و سایر قدرت های امروزی داشت.

رشد اقتصادی آرژانتین برای حدود 40 سال بالای 6 درصد بود که بالاترین رکورد در تمام دنیا به شمار می رفت؛ همچنین آرژانتین، بهشت سرمایه گذاران خارجی بود و به ویژه اروپایی ها در این کشور بیشترین سرمایه گذاری را داشتند تا این که ژنرال “خوآن دومینگو پرون” با شعارهای پوپولیستی رییس جمهور این کشور شد.

 
پوپولیست ها به میدان آمده اند/ بچه هایمان در خطر هستند؛ از ماجرای آرژانتین عبرت بگیریم

پرون به معنای واقعی کلمه پوپولیست بود. او با شعارهای توده پسند قدرت را در دست گرفت و دو قطبی فقیر و غنی را در جامعه رقم زد و در این میان، خود را حامی فقرا جا زد. 2 شعار او عدالت اجتماعی و امداد اجتماعی بود که طبیعتاً اقشار وسیعی را جذب خود می کرد. توده مردم عاشق او بودند و پرون را قهرمان ملی خود می دانستند که مردم داری در ذات اوست.
با این حال، پرون به اسم دفاع از مردم و فقرا ، فقر را در کشور نهادینه کرد و افراد بیشتری در طول سال های بعدی به زیر خط فقر سقوط کردند.
اینک برغم این که دهها سال از حکومت عوامفریبانه وی می گذرد، آرژانتین نتوانسته است به دوران رونق قبل از پوپولیسم برگردد و اکنون نه کشوری در زمره قدرت های بزرگ اقتصادی که سرزمینی سوخته است و مردمانش، حسرت سال های قبل از پرون را می خورند.

***
به قول مرحوم عمران صلاحی، “حالاحکایت ماست” و راهی که پیش رو داریم. ایران در دوران احمدی نژاد یک دوره سنگین پوپولیستی را پشت سر گذاشت و شد آنچه نباید می شد.
اینک بعد از یک دوره 4 ساله که از دوران پوپولیسم فاصله گرفته ایم، بار دیگر در معرض یک انتخاب “تاریخی” هستیم.
واقعیت این است که ایران، دیگر تحمل پوپولیسم را ندارد. اقتصاد آسیب دیده ایران که هم اکنون در حال احیای تدریجی است، تاب ضربات سهمگین جدید را ندارد. سیاست، فرهنگ و حتی اخلاق نیز چنین اند.

افتاد ایران به دام پوپولیسم، آسیبی به مراتب سهمگین تر از ماجرای آرژانتین بر جای خواهد گذاشت چرا که از یک سو، ایران نه به قدرتمندی آرژانتین قبل از پرون است و نه شرایط جهانی همانند سال های میانی قرن گذشته است. جهان امروز، جهان رقابت های پرشتاب است و هر کسی در این پیست مسابقه زمین بخورد، رقبای ریز و درشت به راحتی از او سبقت می گیرند. 

ما در انتخابات 29 اردیبشهت، یک رئیس جمهور انتخاب نمی کنیم. قرار است تصویر آینده ایران را ترسیم کنیم، آینده ای که قرار است فرزندان مان در آن زندگی کنند.

پوپولیسم، ما و بچه های ما را به خاک سیاه خواهد نشاند. هر کدام از ما به وسع خود بکوشیم حتی اگر شده، یک نفر را متقاعد کنیم که درست و با دلسوزی نسبت به آینده ایران رأی دهد. فرصت زیادی برای نجات ایران نداریم.

دکتر ابراهیمی دینانی : نسل امروز به دو دلیل احمق است !!!

drdinani

متن مصاحبه دکتر ابراهیمی دینانی در نشریه عصر اندیشه :

… تفکر از جامعه رفته است و فقط اطلاعات متراکم وجود دارد. امروز در متن تهران یک جوان 20 ساله می‌بینم، ساده و خنگ. یک ذره زبلی در جوانان ما نیست. چون فکر نکردند زیرکی ندارند. این زیرکی محصول تفکر است. نسل امروز به دو دلیل احمق است تراکم اطلاعات، رفاه بیش از حد، جوانها سوسول شدند، رفاه، سوسول‌گرایی و تراکم اطلاعات مجال فکر کردن را گرفته و به راحتی می‌توان سر جوانان امروزی کلاه گذاشت.

– آینده کشور با این نسل چه می‌شود؟
آینده‌ای خیلی خطرناک در انتظار این نسل است. البته تمامی دنیا سوسول شده است نه تنها ایران. اگر ما فقط سوسول بودیم خطرناک‌تر می‌شد حریفهای ما هم  سوسول هستند.
–  در این وضعیت  چه بر سر علم و تعقل خواهد آمد؟
 علم پیش می‌رود اما ممکن است تعقل پیش نرود. علم پیش می‌رود اما لزوما فلسفه پیش نمی‌رود. تعقل ناشی از هستی‌شناسی است. اما علم یعنی چه کار بکنیم و چه کار نکنیم. کسی که هستی شناسی ندارد نادان می‌شود اما می‌داند چه را با چه ترکیب کند تا یک چیز درست شود.

 

…….

متن مصاحبه …

 

 

پیله ترها و راه های مبارزه با آنها !

نیست اندر سرای جسم و وجود

بـه خـدا جز خدا کسی موجود

             (مرحوم پدر بزرگوار)

 

از دیروز عصر تصمیم گرفتم به رسم ایام تجرد، بنویسم، البته نظر شخصی است و تاکیدی برپذیرش ندارم، که بقول دوستی عزیز، فقط  مسئولیم بگوییم ، ، اما مودبانه و صریح

در گویش های محلی واژه های وجود دارند که وقتی قرار است به زبان دیگری بیان شود، معادل مستقیم ندارند و نیازمند به شرح و تفسیر آن عبارت هستیم. برای مثال در استان گیلان زمانی که مهمان عزیزی قصد جدایی از میزبان را دارد؛ میزبان میگوید: فردا «تاسیان» است. یعنی دلتنگی زیادی از فراغ مهمان داریم، نبود او در کنار سفره میزبان, غصه آور و حزن انگیز است، جای او خالیست و …

اما متن امروز در مورد واژه «پیله تر» است. پیله به معنای بزرگ است. مثلاً در گیلان می گویند وقتی برای ناهار قصد تهیه خورشت باقلا قاتق را دارید در «پیله تیان» (قابلمه بزرگ) برنج طبخ کنید! یعنی اینقدر این خورشت لذیذ و خوش خوراک است که برنج کم می آید !

اما «پیله تر» معنایی غیر از بزرگتر دارد و بیان کننده صفات و اعمال شخصی خاص است که دارای صفات زیر است:

پیله تر به فردی گفته می شود که بدون دلیل موجه مانند تحصیلات و مطالعات زیاد،  داشتن تجربیات خاص و یا حتی کهنسال بودن.. دچار توهم تخصص در زمینه های زیاد می شود. مثلاً به واسطه اینکه همسایه آنها معلم نمونه پایه سوم ابتدایی است، احساس می کند در «بررسی سیستم آموزشی کشورهای آسیای جنوب شرقی»  تخصصی ذاتی یافته است و علم و تخصصی فراوان ناگهان در وجود او جوشیده است، پس در این کار با پشتکار فراوان تلاش می کند و نه تنها همه را از یافته های خود مستفیض می نماید اجازه هیچ گونه نقد و مقاومتی را به کسی نمی دهد.

و یا اینکه چون در حرم مطهر رضوی، طلبه ای از او سوال کرده است که : «ببخشید صحن امام جواد (ع) از کدام طرف است؟» ؛ ناگهان دانش و تعهدی در وجودش جوشیده است و وظیفه هدایت ، ارشاد دینی و اعتقادی  کلیه ابنا بشر به او محول شده است و چنان در مسائل دینی و اعتقادی ، اجتهاد می کند که مرحوم آیت الله بروجردی (اعلی الله مقامه) هم با این شدت حکم نمی فرمودند. و آن چنان به راحتی به افراد حکم ارتداد و نا مسلمانی می دهد که گویی غیر او اندک مسلمانی در جهان زاده شده است و …

« پیله تر» ها خصوصیت مشترک و جالبی دارند :

  1. معمولا  مطالعه ندارند.

  2. معمولا به حواشی دقت زیادی دارند و به جای کسب اطلاعات از راههای اصلی و یا طی طریق از روش های معمول، از روش های میانبر استفاده می کنند.

    مثلاً از نقاش ماهر بودن فقط روی موی ژولیده تمرکز می کنند!!! ؛

     یا پیله ترهای متخصص در علوم اسلامی ! به جای اینکه وقت خود را با مطالعه کتابهای طولانی و خسته کننده مانند تفسیر المیزان علامه طباطبایی ( رضی الله عنه)، نیایش مرحوم دکتر شریعتی،  کمدی الهی دانته و …. تلف نمایند! از روشهای ساده مانند ……. استفاده می نمایند و یا به جای توجه به فلسفه نیایش، معنی عبادات و…  از روش های جالب و گاهی دردآور مثل «حک کردن جای مهر به روش داغ زدن، بر روی پیشانی» ، قمه زنی و… استفاده می نمایند. 

    و یا پیله ترهای حوزه ادبیات به جای اتلاف وقت خود با خواندن رمان های کلاسیک و مدرن ایرانی و فرنگی، تاریخ ادبیات و … از ادبیات غنی کوچه، تاکسی و چشمه های جوشان وجودی خود و نوع پیشرفته آنها نشریات زرد و سایتهای …. استفاده می نمایند.

    پیله ترهای حوزه تربیت و آموزش هم به جای استفاده از کتابها، مقالات و سخنان بزرگان این حوزه که عملاً برای آنها نه تنها غیرقابل هضم بلکه غیرقابل فهم است و تنها باعث اتلاف وقت آنها می شود. از منابع ذیقیمت و البته سهل الوصول مانند مراسم های دورهمی و … ، اجتماعات سازنده مثل مراسم مشایعت و استقبال از فرزندان در مقابل مدرسه (که هر روز چند ساعتی طول می کشد!) و یا منابع سرشار کانالهای ماهواره ای (خصوصاً مجموعه کانالهای جم و فارسی وان) و … استفاده می نمایند.

  3. پیله ترها به شدت در مقابل «فهمیدن» مقاومت می کنند.

  4. آنها در برقراری ارتباط بین موضوعات غیرمرتبط! و حتی متضاد !!! تخصص زیادی دارند.

  5. آنها معمولاً در حوزه های زیاد (تقریباً همه رشته ها) تخصص دارند.

  6.  همه آنها با جوشش و القای لحظه ای دانش و تجربیات، حداکثر در 40 روز به این مرحله از کمال، رسیده اند.

 

اما روش مقابله با «پیله ترها»

براساس تجربیات 24 ساله بنده بهترین روش در مقابله با این افراد، حفظ حریم و فاصله است. و اولین باری که این افراد قصد کردند وارد این حریم شوند دیالوگ زیر را بگویید:

«دل انگیز (واژه دل انگیز دو وجهی است، زیرا دل و جان انسان هم از موضوعات و موارد خوب و مستحسن انگیخته می شود و هم از موارد و موضوعات بد و مهوع. یعنی همزمان معادل «دل آشوب» و «دل نواز» است!!

بگویید : دل انگیز بیا یه قرار قشنگ با هم بگذاریم؛ با هم کاری نداشته باشیم.

به قول  فرنگی ها : None of your business

آینه هوشمند گوگل

آینه هوشمند گوگل

مکس براون، یکی از مهندسین نرم افزار این شرکت چندملیتی، به کمک یک صفحه مادر کنترل کننده، یک صفحه نمایش دهنده، اجزاء جانبی هنری و صنایع دستی این آینه هوشمند را ایجاد کرده است. به عنوانی می توان این آینه هوشمند را نسخه ابتدایی از آینه Google Now دانست.

این حرکت مکس براون با این ذهنیت انجام شده است که او همواره خواستار یک آینه با کارایی بیشتر از یک آینه ی معمولی بوده و به اصطلاح به “آینده ای که در فیلم ها نشان داده شده” نزدیکتر شود. وی در گفته های خود به این موضوع اشاره کرد که” آینه مطلوب و مورد نظر من، چیزی نبود که بتوان آن را به راحتی از جایی خرید، چرا که شخصی همچنین کالایی را برای فروش نداشت اما تک تک قطعات را می شد به راحتی تهیه کرد. همچنین افراد بسیاری اخیراً آینه های دست کاری شده ای را ساخته بودند اما آینه هوشمند مد نظر من، متفاوت بود.”

براساس گفته های آقای براون، قرار است که وی عملکردهای بیشتری را به این آینه هوشمند اضافه کند، عملکردهایی که با سرویس Google Now سازگاری کاملی دارد همچون اطلاعات ترافیک، یادآورها و غیره.

این دست آورد هنوز مسیری طولانی ای را برای کامل شدن پیش رو دارد چرا که کماکان رابط کاربری این برنامه تنها در مرحله ی مقدماتی خود قرار دارد اما جای بسی خوشحالی است که این مهندس گوگل در تلاش برای توسعه ی یک آینه هوشمند با ضخامت چند میلیمتر است که کارایی بسیار بیش از یک آینه ی معمولی را داراست.

کلیدداران اینترنت

کلیدداران اینترنت ، هرسال در لس‌آنجلس، در اتاقی بدون پنجره و دور از دیدرس دیگران با بکدیگر دیدار می‌کنند!

هسته اصلی اینترنت در جهان توسط هفت کلید کنترل می‌شود؛ هفت کلید واقعی٬ به شکل کارت‌های هوشمند که در دستان هفت نفر است.
این هفت نفر هفت جایگزین هم دارند که در مواقع اضطراری وظایف آنها را انجام خواهند داد.
روزنامه گاردین به تازگی گزارشی منتشر کرده از مراسمی موسوم به «مراسم کلید» که تحت تدابیر شدید امنیتی در سازمان «آیکان»(سازمان جهانی تخصیص نام‌ها و اعداد) برگزار می‌شود؛ مراسمی برای تامین امنیت اینترنت در صورت بروز فجایع بزرگ در زمین.
آیکان که در آمریکا مستقر است٬ از مهم‌ترین نهادها در فرآیند حاکمیت اینترنت است و مسئولیت تخصیص آدرس‌های اینترنتی به همه وب‌سایت‌ها٬ سرورها و سیستم‌های کامپیوتری موجود در جهان را برعهده دارد. در واقع مدیریت سیستم تعیین دامنه‌ها (DNS) برعهده آیکان است.
تمام آدرس‌های اینترنتی در جهان(مثلا گوگل دات‌کام) به آدرس‌های آی‌پی مشخصی متصل‌اند و نام دامنه(گوگل دات‌کام) تنها پوششی برای تسهیل کاربری انسان‌ها است٬ چون به خاطر آوردن نام دامنه‌ها به مراتب راحت‌تر از مجموعه‌ای از چهار عدد است که با نقطه از هم جدا شده‌اند٬ مثلا ۶۴.۲۳۰.۱۶۰.۷۸ که یکی از آی‌پی‌های گوگل است.
به عبارت ساده٬ آیکان مسئولیت ترجمه این اعداد به نام‌ها را برعهده دارد.

اگر کسی به پایگاه عظیم داده‌های آیکان دست پیدا کند٬ می‌تواند کنترل اینترنت را در دست بگیرد٬ به این معنی که مثلا می‌تواند با دریافت درخواست کاربران از طریق مرورگرها٬ آنها را به هرجایی که می‌خواهد هدایت کند.

ادامه ….

فرضیه جدید درباره نحوه نفوذ ویروس Stuxnet

شاید یکی از معماهای بزرگ درباره ویروس Stuxnet، اولین جنگ افزار سایبری واقعی در دنیا، نحوه نفوذ و رخنه آن به تاسیسات هسته ای ایران بوده و هست.

یک فرضیه جدید که از سوی یک شرکت امنیتی بنام Critical Intelligence منتشر شده، نقطه ضعف در چرخه خرید و تامین تجهیزات تاسیسات هسته ای را مطرح می کند و آنرا راه نفوذ Stuxnet می داند. موضوعی که می تواند درس و سرمشق مهمی برای تمام مسئولانی که وظیفه ساخت و نگهداری زیرساخت ها و تشکیلات مهم کشوری را بر عهده دارند، باشد.

ویروس Stuxnet که اکنون بدون تردید مشخص شده که ساخته دست دولت های آمریکا و اسرائیل بوده است، حدود چهارسال قبل توانست به تاسیسات هسته ای کشور نفوذ کند. ولی اینکه چگونه Stuxnet توانست وارد شبکه کامپیوتری تاسیسات هسته ای شود، همواره در پرده ای از ابهام بوده و تاکنون فرضیه های مختلفی درباره آن منتشر شده است. مورد قبول ترین فرضیه تاکنون، انتشار ویروس Stuxnet از طریق یک حافظه Flash USB بوده است.

شرکت امنیتی Critical Intelligence اکنون فرضیه جدیدی را مطرح کرده است. براساس تحقیقات این شرکت، مقامات امنیتی آمریکا خریداران برخی تجهیزات صنعتی را که می توانست کاربرد هسته ای نیز داشته باشند، تحت نظر داشته و فعالیت یک شرکت ایرانی را که در زمینه سیستم های کنترل و مدیریت صنعتی ساخت شرکت Siemens فعالیت می کرد، به طور خاص کنترل می کردند.

براساس فرضیه شرکت امنیتی Critical Intelligence این شرکت ایرانی مسئولیت نصب و راه اندازی سیستم های مدیریت صنعتی Siemens را در تاسیسات هسته ای نیز برعهده داشته و به همین دلیل، اطلاعات و جزئیات دقیقی درباره دستگاه های سانتریفیوژ در اختیار داشته است.

از طرف دیگر، اسناد منتشر شده از سوی سایت افشاگری WikiLeaks نشان می دهد که در همان سالهای ظهور ویروس Stuxnet، مقامات امنیتی آمریکا به دنبال تهیه مجوزهای قانونی برای ردگیری محموله های ارسالی به ایران بوده اند.

بدین ترتیب مقامات امنیتی آمریکا تمام اطلاعاتی را که برای طراحی و ساخت ویروس Stuxnet احتیاج داشتند، به دست آورده بودند و راهی هم برای نفوذ ویروس به داخل تاسیسات پیدا کرده بودند.

تصور می شود که حدود سال ۲۰۰۸ میلادی، تجهیزات صنعتی و سیستم های مدیریتی Siemens که در حال حمل به ایران بوده اند، توسط مقامات امنیتی آمریکا شناسایی شده و ویروس Stuxnet یا احتمالا بدافزار اولیه ای برای باز کردن راه ورود برای Stuxnet برروی این تجهیزات کامپیوتری نصب گردیده  است.

اطلاعات محرمانه ای که شرکت Critical Intelligence به آنها استناد می کند، نشان می دهد که چند ماه پس از حمل این تجهیزات به ایران، کارشناسی از طرف شرکت ایرانی مورد نظر با شرکت Siemens تماس گرفته و درخواست پشتیبانی فنی جهت برطرف کردن یک ویروس در شبکه سازمانی خود را داشته است.

شرکت امنیتی Critical Intelligence برخی بخش های فرضیه خود را براساس افشاگری های اخیر Edward Snowden، پیمانکار سابق و افشاگر مشهور آمریکایی، بنا نهاده است. از جمله اینکه سازمان امنیت ملی (NSA) آمریکا برنامه و طرح های مختلفی برای ردیابی و شناسایی تجهیزات کامپیوتری در حال حمل از شرکت سازنده به مقصد مصرف کننده نهایی داشته است.

مطلب فوق ترجمه مقاله ای تحت عنوان New Thesis On How Stuxnet Infiltrated Iran Nuclear Facility است که در نشریه The Christian Science Monitor منتشر شده است.

منبع : شبکه گستر

زیرساخت اینترنت زیرپوتین هکرها

ماهنامه شبکه – محققان مرکز امنيت سيسکو (Cisco Security) مي‌گويند هکرها به سراغ وب‌سرورها، سرورهاي DNS، مراکزداده و ديگر زيرساخت اينترنت آمده‌اند تا حملات گسترده‌اي را تدارک ببينند. با آلوده شدن يک وب‌سرور، هزاران سايت در معرض خطر قرار مي‌گيرند. همچنين کامپيوترهاي هزاران کاربر نهايي در سراسر جهان مورد سوءاستفاده قرار گرفته و قرباني مي‌شوند.

ادامه ….

طرح سیسکو برای تحت پوشش قرار دادن همه ساکنان زمین!

“جان چمبرز”( John Chambers) مدیرعامل سیسکو بر این باور است که طرح “اینترنت برای همه‌ چیز”(IoE) در این شرکت رکن اصلی را برعهده دارد

مدیرعامل سیسکو بر این باور است که طرح “اینترنت برای همه‌ چیز”(IoE) در این شرکت رکن اصلی را برعهده دارد و در آینده نزدیک همه ساکنان کره خاکی، کاربران خانگی و متخصصان را تحت پوشش قرار می‌دهد.

 
سیسکو در نظر ندارد ابزارهای خود را به صورت مستقیم به کاربران بفروشد، بلکه در برنامه‌ریزی‌های خود به این نتیجه رسیده است تا به صورت گسترده‌تر صنایع را به خود وابسته کند و آن‌ها را کارآمدتر سازد. به عبارت دیگر، این شرکت قصد دارد زیرساخت‌ها را تحت پوشش قرار دهد و با ورود به حوزه ابزارهای موبایلی، طرح “اینترنت برای همه چیز” را گسترش دهد.
 
مدیرعامل سیسکو برای تحقق این هدف قصد دارد روش‌های سنتی را کنار بگذارد. این شرکت پیش‌بینی کرده است که در سال 2020 از اجرای طرح “اینترنت برای همه چیز” بیش از 19 میلیارد دلار درآمد کسب می‌کند.نات